|
جوانان بیدار
طنز کاکه تیغون،
خرم آن روز
خُرم آن روز کز این منزل ویران برود اشک از دیدۀ ما لوله و لوپان برود * از پی بدرقه در شهر هیاهو افتد وای، گودبای کنان خسرو خوبان برود کارها کرده فراوان، همه اش کارستان لازم آن است که امروز فراوان برود پیش سعدی به گلستان نرود جا تنگ است جای دارد که به انگلند و به آلمان برود پارلمان جای عجیبیست به آن جا چه کند مشکل جای اگر نیست به جاپان برود بهر یک ضایعه یک لایحه تصویب شود وقت آن است که کیک از تن و تنبان برود راه، کژ راهه شود، مصلحت آواره شود خرم آن روز که از راه و خیابان برود.
۱٥ فبروری ٢٠٠۸، هامبورگ
* ـــ لوله و لوپان ( لُ لَ لُ ): سرگردان و پریشان
www.jawananebedaar.nl
|