|
اريب، خواهرانِ خشمگين خشمگين خواهرانم! در خود فرو نريزيد بُغض تان که ميسوزاند جگر را که ميسوزد روحِ تان
خشمگين خواهرانم! ترحمی نيست برای درمانده گان نيست بهشتی برای ضعيفان
پس نشکنيد! به شکست نشکنيد
خشمگين خواهرانم! بشوييد در رودِ خشمِ خروشان بشوييد تحقيرِ لحظه ها تحقيرِ روزها تحقيرِ ساليان
خشمگين خواهرانم! آتشفشان شويد گلهای خشم شکوفا کنيد گلهای سرخ گدازان -خونين- با يادِ آن همه خونها که ريختند اينان
گُلهای وحشی با خارهای خشم که بشکافد دستِ ستمگران
خشمگين خواهرانم! از نيشِ درد نيزه بسازيد به پرواز سوی شان
از خشم و از خروش چشمه بسازيد چشمهء جوشانِ انقلاب از رنج ساليان
خشمگين خواهرانم! بَرده ايم ما بَرده بَردهء برده گان حق است خشمِ ما پس بشکنيد بشکنيد زنجيرهای تان.
www.jawananebedaar.nl
|