جوانان بیدار

نوروز، روزِ پيروزی نو بر کهنه

ا

ای بهار اعجاز آفرين!

 

به برکت برگ درختان سبزِ نفس آفرينت، دمی با هوای رستاخيز بهاری، افکارِ خسته، گسيخته و به خواب رفتهء وارثان فرهنگ کُهنت را تازه کن، تا ارواح مردهء انديشه هايی که از روی مصلحت، در دوران رکود زمستانهای سرد و پی در پیِ از خودبيگانه گی، به يقين مبدل شده اند، از هم فروپاشند و به خودشناسی و نوانديشی رستگاری يابيم تا «خانه تکانی فکری» بر ما سهل گردد و از بازشناسی فرهنگی به رنسانس فرهنگی، بازآفرينی و از نوآفرينی برسيم.

 

ای نوروزِ نوآفرين!

 

برای جستجوگرانت يک بال از طبيعت بساز و يک بال از فرهنگ، تا به سوی بامِ برتر از فلک، آن جاها که آزادی انديشه را گسترهء بی نهايت است و آن جاها که عشق و نيکی حکمفرماست، همت پرواز يابند.

 

و در پايان ای نوروز!

 

ترا نيز با شناختی که شايستهء درک و دريافت توست از نو برکت ميدهيم و در سفر هميشه گی نوسازی و آفريننده گيت تا نوروز ديگر و تا دورانهای بی پايان، بختِ جوان يارت و خورشيد نگهدارت.

 

«از داشته های مباحث بازشناسی ميراث فرهنگی»