جوانان بيدار

 

طارق پيکار،

آشنايی

با جوانه های سبزِ غزل،

 

گزينه يی از سروده های نغزِ ناديه فضل

 

 

 

جوانه های سبزِ غزل، مجموعهء سروده های سراينده و گويندهء توانمند ناديه فضل را همراه با سی دی که در آن سروده های ناب زنده ياد ليلا صراحت روشنی، جاودانياد ناديا انجمن و گزيده هايی از جوانه های سبزِ غزل، به صدایِ رواننوازِ آفرينندهء اثر دکلمه گرديده است، به دست آوردم.

 

شاعر توانا ناديه فضل، همانندِ هزاران همديارِ پناهنده اش، اضافه از دو دهه را تا کنون در کشورِ آلمان ميگذراند؛ اما، لحظه يی را به قولِ خودش نتوانسته و نخواسته از درد، رنج و غصه های بيکرانِ سرزمين و باشنده گانِ آن جدا بگذراند. او، با احساسی که دارد و آن در توليدِ فکريش (اشعار و قطعه های نظمی) بازتاب مييابد، به مثابهء همدردِ مليونها انسانِ ستمکشِ همان آب و خاک تبارز مينمايد و با طرزِ ديد و انديشه يی که در آن خوشبختی انسان منظورش است، به هرچه نابه کاری، جنگ، ستم و عواملِ گونه گونِ بدبختيست، نفرين ميفرستد.

 

شاعر، در سروده هايش با ترسيمِ کاملِ هنريی که از انسان ارائه ميدهد، عنصرِ رياليستيکِ آفرينش هنری را بادرنظرداشتِ مسألهء زيبايی شناختیِ محوری رياليزم ارج ميگذارد و به همان اساس، رسالتِ زيبايی شناسی هنر را کشفِ و رهنمونیِ رهايی بشر از انواع بيعدالتيهای اجتماعی ميپندارد.

 

قلمش تواناتر و آرمانش برآورده باد!

 

*   *   *

گزيده يی به مناسبتِ فرارسيدنِ بهار

 

بهارِ سوگوار

کـــجا توان شگــفتن به گــلبهار امـــــــيد

کـجاست شورِ سرودن که باز سبزه دميد

ز ديده گان غم انگـــيز شام شهرِ غـريب

زسوگِ سينهء من قطره قطره درد چکيد

به انتظارِ شب اندر شب و شکسته سرود

سلام و زمـــزمهء آب و عطر گُل نرسيد

زپنجه هـــــای حــــريرِ نسيمِ نـــوروزی

چگونه دستِ غمينم شگوفه خواهـد چيد؟

شقاوت و شب و اندوه و بيکران سکوت

و حـجم تلــخ تباهــی و زخـــم پنجهء بيد

ز آسمان و زمين و زکوچه ها جاريست

چسان بهــار فــروزد چــراغِ سبزِ امــيد

                                                           1999

"برگرفته از جوانه های سبزِ غزل"

 

بشنويد: سرودهء خاکسترِ خاطره ها را به صدای ناديه فضل

 

www.jawananebedaar.nl