
|
زمان الدين زُمره، اهدا به رفیقِ شهيد داکتر نجيب الله،
شهيدِ شهامت
ای مردِ سنگر و قلم و شور و عشقِ پاک بهرِ وطن، برای خاک! جيبِ کدام فتنه پذيرا شد و گرفت؟ دستورِ قتل ترا بر سرای خاک * * ای مردِ قهرمان شرما به آن کذابِ جهانیِ عهدشکن* -ابزارمرگِ تو تندیسۀشکوه - کز روی قصد فرزانه یی به سان ترا پای دار برد * * آری! اعجوزۀ زمان ای مردِ نامدار نامرد بود آن که ترا، بسته با رسن سوی عدم کشاند از صبح روزگار بُرد * * ای مردِ کارزار! در قلبِ هر شجاع که به خاکش ببسته دل محفوظ جای تُست زيبا و پایدار تا هست آرمانِ وطن آرمانِ حزب زنده است کارزار سَرخروی و سربلند بِرفتی ز مُلکِ خود توصيفِ تو رواست * * ای مردِ عشق و سوز! ديدند آغازِ روز پتیاره گان دوزخیِ تشنه کام با چشمهای تیره ترا تا فرودِ شام آزرده و غمین اما چی نازنين افسانه آفرين افسانه آفرين * * رفتی ز بينِ ما بر جاست دينِ ما در اهتزاز بُوَد تا کنون به نام تو گلگونه بیرقِ پیکارِ راه داد * * * *- سازمان جهانی ملل متحد. www.jawananebedaar.nl
|