بودن یا نبودن

 

و اگر شکسپیر شکسپیر بود؟

نویسنده:William Prendivlle  

برگردان: نگین شریف سکانوسکی

 

در اواخر قرن نوزدهم، اروین اون ، پزشک در دترویت، ساخت دستگاهی که از ماه‌ها پیش روی آن کار می‌ کرد را به اتمام می‌رساند: دو سیلندر پهن که روی تیرهای چوبی سوار شده و توسط میل لنگی به کار می‌‌افتند. بین این دو استوانه، صد‌ها متر پارچه که روی آن آثار کامل ویلیام شکسپیر و چند تن‌ از هم عصران او نقش بسته قرار دارد. پروژه او؟ این که روبان کلمات را با سرعتی مناسب بچرخاند تا کلمه رمزی که به او امکان می‌‌دهد تا هویّت اصلی‌ شاعر انگلیسی را کشف کند پدیدار گردد.

 

یک قرن بعد، سام اس. ساندرز، استاد ریاضیات کاربردی دانشگاه واشنگتن این تحقیق را ادامه می‌‌دهد . جدی تر از روش قبلی‌، نقشه ای که او بر آن تکیه می‌‌کند به این شکل در می‌‌آید

Description: http://ir.mondediplo.com/IMG/jpg/formule.jpg

این معادله میزان احتمالی‌ را اندازه گیری می کند که مربوط به شرط بندی شاه کلادیوس هنگام دوئل در پرده پنجم هاملت است و هدف آن این است که دشواری زیاد محاسبه ای را که در آن زمان « مجازا غیر ممکن» بود, را به ثبوت برساند(۱). پس پشت سر شکسپیر شخص دیگری پنهان شده که آشنایی عمیق او با علوم ریاضی‌ در اینجا هویدا شده است.

از استوانه ها تا معادلات ریاضی ، تئوریها‌ی بی‌ پایانی در این زمینه مطرح شده اند : رمان نویسان هانری جیمز و مارک توین، کارگردانان چارلی چاپلین و ارسن ولز، روانکاو زیگموند فروید و یا جدید تر‌ها در یک فیلم بزرگ هالیوودی (انونیموس، رلاند امریش، که در فرانسه در این ماه اکران می‌‌شود ).همه این ها، با وجود تفاوتهایشان یک سوال را مطرح می‌‌کنند که روزنامه نگار آنتونی الیویه اسکات به این صورت خلاصه می‌‌کند: «چگونه شکسپیر پسر یک دستکش ساز شهرستانی که تحصیلات آنچنانی نداشت توانسته این شاهکار‌ها را بنویسد؟ آیا عاقلانه تر نیست که تصور کنیم که این شاهکار‌ها را مدیون شخص توانا تری هستیم؟»(۲ ).

شکاکین مخصوصا یادآوری می‌‌کنند که ما از مرد اهل « استرادفرد اوپن آون» چیز زیادی نمی‌دانیم. او زمین خریده، پول قرض داده و کسانی‌ که پولش را پس نمی‌ دادند را دنبال می‌‌کرده است. او همچنان در یک گروه لندنی بازی کرده و خواسته تا در جایی‌ که به دنیا آماده به خاک سپرده شود. اما وصیت نامه او حیرت آور است : چند کاسه، یک بشقاب نقره, یک شمشیر، ، چند دست لباس و اشاره عجیبی‌ به «دومین تختخواب عالی‌» که شکسپیر برای زنش به ارث می گذارد.... هیچ دست نوشتی‌ و نه کتابهای بیشتری : استاد دانشگاه ریچارد اف. ولن فکرمی کند که « اگر واقعا وصیت نامه به شاعر تعلق دارد جای خالی آنها تعجب آور است»(۳ ).

دو قرن نیم پیش، دلیا بکن، دختر یک کشیش مذهبی‌، با تعداد زیادی از این گونه مدارک سعی‌ می‌‌کند نشان بدهد که گروهی از اشراف با عقاید جمهوری طلبانه، از جمله دانشمند فرانسیس بکن، این نمایشنامه ها را می‌‌نوشتند تا فلسفه خود را اشاعه دهند. این کار با احتیاط کامل، باپنهان کردن هویّت‌شان در نمایشنامه‌ها و به وسیله یک رمز صورت می‌‌گرفته است. وی در سال ۱۸۵۷، قبل از این که در یک بیمارستان روانی‌ جان بسپارد، کتاب کشف فلسفه‌های نمایش‌های شکسپیر را به چاپ می‌‌رساند.

با این حال، پروفسور گیل کرن پاستر چنین استنباط می‌‌کند که احتیاط نمایشنامه نویس در جو الیزابتی آن دوران قابل پیش بینی‌ است : «ما چیز چندانی نیز از همکاران شکسپیر نمی‌‌دانیم»(۴). و بعلاوه، اگر وصیت نامه حرفی‌ از نسخه‌های دستنوشت او نمی‌زند، برای این است که او آنها را در دست نداشته است. در آن زمان، گروه‌های نمایش بودند که حق مالکیت را برای خود حفظ می‌‌کردند. همان طور که انتشارات نورتون ناشر آثار کامل شکسپیر (۱۹۹۷)نتیجه گیری می‌‌کند، اشکال بیوگرافی نویسنده این نیست که « جزئیات در آن کم هستند، بلکه این است که آنها خسته کننده اند».

دلیا بکن هم نتوانست راز این معما را بگشاید : انجمن‌های «بکنی» این سؤ و آن سو‌ی آتلانتیک به وجود آمدند بدون این که هیچوقت ذکر کنند که زندگی‌ خود دلیا بکن - خود آموخته جوان، که محیط اجتمایی‌ پیرامونش لزوما او را به کارشناسی آثار شکسپیر هدایت نمی‌‌کرده - گواهی است براین که زندگی‌ پسر دستکش ساز «استرادفرد» نیز شاید زیاد هم با وجود آثار شکسپیر ناسازگار نبوده است...

نزدیک یک قرن بعد، زوال ستاره بکن به ادامه جستجوی شکسپیر حقیقی‌ خاتمه نمی‌‌دهد. ادوارد دو ور هفدهمین کنت آکسفورد, فرانسیس بکن را از رده کاندیدا های محبوب عزل می‌‌کند. روش تحقیقات عوض شده است. دیگر هدف نه افشای رمز پنهان در عمق نمایش‌ها و شعر ها، بلکه نشان دادن نقاط مشترک میان زندگی‌ نامه کنت و برخی‌ از عناصر داستانی اثر است.

حاصل این مدارک پر بار است . آکسفورد ایتالیا را که بیشتر از یک سوم نمایش نامه‌ها ی بررسی‌ شده، یا حداقل بخشی از آنها در آنجا می‌‌گذرند را خوب می‌‌شناخته است. او که به گیردزدان دریایی‌ افتاده، درست مثل هاملت، مردی را خنجر زده است. همچون شاه لیر, کنت روابط سختی با سه دختر خود داشته است. روش زندگی‌ افراطی او به طرز عجیبی‌ به زندگی‌ فلستاف، دوستار خوشی‌‌های دنیوی در نمایش‌های هانری چهارم شباهت دارد.عجیب تر از همه اینکه تعریف و تمجیدی به قصد آکسفورد به منش او که « نیزه‌ها را تکان میدهد» اشاره می‌‌کند. بعد‌ها در سال ۲۰۰۱، تحقیقی نشان می‌‌دهد که از هزاران بخش تفسیر شده در رساله کنت انگلیسی‌، بیشتر از یک سوم آنها در نمایشنامه‌های به امضای شکسپیر قید شده اند...

اینکه آثار شکسپیر را به عنوان یکی از انواع کارهای درون گرایانه بیوگرافیک تلقی‌ کنیم ملزوم قرائت اناکرنیک* متن‌های نوشته شده است, بسیار قبل تر از این که این سنت ادبی‌ پدیدار شود. با این حال سناریو‌های جدیدی ظهور می‌‌کنند. از جمله این که : آکسفورد که معشوق سابق ملکه الیزابت اول که بعضی‌‌ها او را مادر وی می‌ پنداشتند بود ، تصمیم گرفته بود که از صحنهٔ نمایش برای تصفیه حساب شخصی‌ سیاسی خود استفاده کند و از قرض نام کسی‌ چون ویلیام شکسپیر بهره ببرد. و چه اهمیت دارد اگر دوازده نمایش اختصاص داده شده به شکسپیر بعد از فوت کنت در سال ۱۶۰۴ نوشته شده اند(۵).

اما بحث و جدل در هر دورانی، شاید کمتر از بررسی‌ حوادث (نادر) ریشه می‌گرفت و بیشتر بخاطر این بود که شاعر را در بحثی‌ وارد کنند که، هر انجمنی سعی‌ می‌‌کرد به نوبه خود و با توجه به ترجمه اش از کلمه «نبوغ»، در مورد خود بر انگیزد. در زمان استقرارشاهنشاهی ( ۱۶۶۰ تا ۱۶۸۹)، نمایشنامه‌ها حتی دوباره باز نویسی شدند، تا اینکه شکسپیر که آن زمان به عنوان نمونه اخلاقی‌ توصیف می‌‌شد، بیشتر از پیش با تصویری که از او می‌‌ساختند مطابقت کند.در شاه لیر، کردلیا ی پاکدامن نمی‌‌میرد : او ازدواج کرده و مدت‌های طولانی عمر می‌‌کند. بعدها ، استفان گرینبلات یکی‌ از معروفترین متخصصین آمریکایی با تجزیه و تحلیل پیچ در پیچی‌ در کتاب ویل در دنیا (نرتون، لندن، ۲۰۰۵) نشان می‌‌دهد که تاجر ونیزی که شکلی‌ از احساسات ضد یهودی ‌ست که در دوران الیزابتی رواج داشته، در واقع جوابی‌ست ضد- ضد یهودی به نمایش کریستفر مارلو، یهودی مالت. دانشمند روشن بین، اشرافی رمانتیک، مذهبی‌ به فیض رسیده، روشنفکر متعهد در دفاع از مظلومین: جستجوی «شکسپیر حقیقی‌» اهداف متعددی پیدا کرده است. اما در هر دورانی، یک نقطه مشترک، ضد-استرادفردی‌ها را به هم نزدیک می‌‌کرد : یک شکل کمابیش اعتراف شده از نخبه گرایی. دلیا بکن مرد متولد استرادفرد را که لزوما ،«احمق و بی‌ سواد»(۶) بود تحقیر می‌‌کرد. مشابه آن، نقطه نظر جان توماس لونی آکسفوردی حسرت او را از دوران فئودالی و ارزشهای اشرافی نشان می‌‌دهد. فرویدبه نوبه خود در نامه‌ای خطاب به آرنولد زوگ به تاریخ ۲ آوریل ۱۹۳۷«غیر قابل قبول» می‌داند که شخصی‌ برخواسته از عامه مردم بتواند پیچیدگی‌«اختلال اعصاب هاملت، دیوانگی لیر، آشفتگی مکبث، حسادت اوتلو، و غیره» را تصور کند و این نتیجه را می‌‌گیرد که «من تقریبا از این که حتی می‌‌توانید احتمال آن را هم بدهید خشمگینم».

با این حال، این تحلیل بر این اصل بنیان شده که پاستر آن را اینگونه توصیف می‌کند: «یک قضاوت خلاصه از آن چه که بدشومی اصل و نسب شهرستانی‌ یا دهاتی گری وحشیانه» در دوران الیزابت را نشان می‌‌داده است. دیدگاهی که «جدیت کلاسیک آموزش و پرورش را دست کم گرفته و هم زمان با آن وسعت شناخت و اطلاعات طبقه اشرفی را در دوران " تودر " دست بالا می‌‌گیرد» (۷ ). دورانی که مردم در آن هم اوید، سیسرون و هم ویرژیل و کنتیلین می‌‌خواندند، یعنی‌ همه نویسندگانی که الهام بخش این آثار بودند.

با اینکه به مذاق برخی‌ از هوادارنش خوش نمی‌‌آمده، شکسپیردر جامعه‌ای که تئاتر را محل فساد می انگاشت، صحنه نمایش را انتخاب کرده بود. او شاید بیشتر از آنکه بخواهد از فلسفه بگوید یا زیر و بام روح خود را مشاهده کند سعی‌ داشته تا دست مزد خود را گرفته و بخصوص طبقه مردمی را که در آن زمان به تئاتر می‌رفتند را سرگرم کند. شاعر استرادفرد که بی‌ شک نخبه بوده، قبل از همه چیز شاید یک نمایشنامه نویس ساده دوران الیزابتی است. درست مثل کریستفر مرلو، پسر کفاش، و بن جانسون که توسط یک بنّا بزرگ شده بود. آیا این باعث می شده که اثرشان کمتر ما را تحت تاثیر قرار دهد؟

* آناکرونیک : ورای زمان

١- «Could Shakespeare have calculated the odds in Hamlet’s wager?», The Oxfordian, volume 7, New York, 2002.

٢- «Shakespeare, signifying nothing», International Herald Tribune, Neuilly-sur-Seine, 2 novembre 2011.

٣- برخی‌ از اطلاعات قید شده در اینجا از این اثر استخراج شده اند Richard F. Whalen, «Cursed Be He Yt Moves My Bones», Harper’s Magazine, New York, avril 1999

٤- Gail Kern Paster, «The Sweet Swan», Harper’s Magazine, op. cit.

٥- جیمز شاپیرو به طرز متقاعد کننده‌ای می‌‌گوید که بخش زیادی از نمایش نامه‌ها از همکاری گروهی با ویلیام شکسپیر بهره برده است کاری که در آن زمان معمول بوده است Contested Will. Who wrote Shakespeare?, Faber and Faber, Londres, 2010.

٦- جیمز شاپیرو(op. cit.), زیر و بمهای بحث را با جزئیات قید می‌‌کند Citée par James Shapiro

٧- Gail Kern Paster, op. cit

 

 

 

برگرفته از لوموند دپلوماتیک