جوانان بیدار

  

بياموزيم، تا بياموزانيم!

 اصول و مبانی

جامعه شناسی

 

نوشتهء دُکتور محمدحسين فرجاد

 

جامعه پذيری انسان

 

برای شناخت چگونه گی جامعه پذيری انسان از لحظه يی که چون ديگر موجودات به صورت ساده زنده گی ميکرده تا انسان متمدن امروزی، ابتدا بايد به علت جدايی انسان از محيط طبيعی اشاره کرد و گفت انسان برای رفع نيازهای ديگر خود از آن محيط بيرون آمد و زنده گی جمعی را در غارها، کوهها و سپس دشتها و مراتع شروع کرد. چون انسان قادر نبود مانند ديگر حيوانها به راحتی از محصولها به طور طبيعی تغذيه کند، به همين دليل چنان محيطی برای ادامهء حياتش محيط مساعد و مناسبی نبود. از طرف ديگر قدرت سازگاری انسان با محيط طبيعی در حد ديگر حيوانها نبود به همين دليل برای رهايی از اين ناسازگاریها و نارساييهای غذايی به زنده گی جمعی در کوهها و دشتها راه يافت.

انسانهای اوليه ابزاری نداشتند چون توليد را نميشناختند هم چنين تکلم، شرم و حيا، اخلاق و علم هم نداشتند چون برای آن گونه زنده گی به اين پديده های اجتماعی نيازی نداشتند. در حقيقت شيوهء زنده گی او در آغاز بسيار ساده و ابتدايی بود و انديشه و تفکر او را از موجودات ديگر متمايز نمود و همين امر موجب شد با شيوهء زنده گی از حالت ابتدايی و ساده زيستن به تنوع و پيچيده گی بيشتری مبدل گردد.

تغيير محيط زنده گی در دگرگونی رفتار و کردار به انسان کمک زيادی کرده است چون يکی از خصوصيتهای ويژهء انسان داشتن قدرت سازگاری با محيط طبيعی و بعد محيط اجتماعی و پرورشی اوست. به همين دليل است که مردم جهان قادر اند در شرايط جغرافيايی کاملاً متفاوت زنده گی کنند مثلاً انسان قطبزی بعد از مدتی قادر خواهد بود در منطقهء استوايی هم زنده گی نمايد. خصوصيت سازگاری با محيط طبيعی از يک طرف و امکان سازش با محيط اجتماعی از طرف ديگر به انسان کمک کرد که نی تنها خود را با شرايط محيط جديد يعنی غار سازگار نمايد بل که نياز وادارش کرد تا برای شکار به ابداع وسايل و ابزار سنگی بپردازد و بتواند از آن ها در کشتن حيوانها استفاده نمايد. مشکل شکار حيوانها او را به همکاری و کمک گرفتن از همنوع وادار کرد و برای اين همکاری وسيله يی برای ارتباط مورد نياز بود و به همين دليل انسان اوليه ابتدا زبان حرکتی را برای خود ابداع کرد و بعد به ابداع زبان تصويری و سپس به زبان تک صوتی و بعد به چندصوتی پرداخت. تحول و رشد زنده گی اجتماعی انسان طی مليونها سال صورت پذيرفت و هنوز هم انسان در راه تحول و رشد بيشتر در حرکت است چون پيشرفت، ضرورت اجتماعی و قانون زنده گيست و برای دوام اجتماع امری اجتناب ناپذير و ضروريست. در مورد چگونه گی جامعه پذيری انسان از لحاظ خصوصيتهای ارثی و يا اجتماعی بين محققان اتفاق نظر نيست برخی آن را ناشی از عوامل طبيعی و عده يی ديگر آن را ناشی از عوامل اجتماعی ميدانند.

اگر به قوانين تحول و رشد جامعه و چگونه گی پرورش اجتماعی انسان خوب توجه کنيم خواهيم ديد که در انسان دو جنبهء کاملاً متفاوت قابل مطالعه است. يکی، خصوصيتهای جسمی و بدنی انسان؛ ديگر، خصوصيتهای اجتماعی او.

ترديدی نيست که تمام خصوصيتهای جسمی انسان از عوامل محيط طبيعی و خصوصيتهای ارثی او ناشی ميشود، چون ميبينيم که فرزندان از لحاظ شکل ظاهری مثلاً رنگ پوست و مو و مردمک چشم و يا اندازهء قد به والدين شان شباهت دارند در حالی که از لحاظ خصوصيتهای رفتاری و اجتماعی شباهت چندانی ندارند و به همين دليل است که ميگوييم چگونه گی رفتار کودک به شرايط پرورشی و چگونه گی محيط اجتماعی او بسته گی دارد و حتی بايد قبول کرد که مشابهت رفتار کودکان با دوستان، همسالان و همبازيهاشان خيلی بيشتر از مشابهت رفتار آنان با والدين شان است. يعنی بايد پذيرفت که انسان از لحاظ زيستی مخلق محيط طبيعی و از لحاظ اجتماعی پروردهء شرايط محيط اجتماعی خود ميباشد. بهترين دليلش هم اين است که هر قومی خصوصيتهای رفتاری خاص خود را دارد که وسيلهء شناخت آن قوم از ديگر اقوام است. مثلا رفتار انگليسی خونسرد و مقرراتی و يا ايتاليايی بذله گو و بی قيد و بند از يک ديگر متفاوت و قابل شناخت است. برای شناخت چگونه گی جامعه پذيری انسان بهتر است ابتدا به تأثير عوامل طبيعی و بعد اجتماعی در خصوصيتها، رفتار و کردار انسان اشاره نمود.

 

تأثير عوامل طبيعی و ارثی در جامعه پذيری،

 

قبلاً توضيح داديم که انسان طی مليونها سال تغييرهای بيولوژيکی، فرهنگی و اجتماعی يافته تا به صورت انسان امروزی درآمده است. در اين جا اين سوال مطرح است که آيا خصوصيتهای خلقی و رفتاری والدين هم به صورت خصوصيتهای ارثی قابل انتقال است يا تحت تأثير عوامل اجتماعی ديگری قرار ميگيرد؟ انتقال خصوصيتهای جسمی و ظاهری انسان از طريق توارث به صورت کامل صورت ميپذيرد البته اگر انتقال به صورت ژن بارز باشد نی مستور (1) در اين صورت شکل ظاهری بدن ما به والدين مان شباهت پيدا خواهد کرد، در حالی که رفتار اجتماعی ما به شرايط فرهنگی، پرورشی و اجتماعی بسته گی دارد و در انسان ابتدايی و ناآگاه تا حدودی به غرايز آن ها مربوط ميشده، هرقدر از گذشته به عصر حاضر نزديکتر شويم تفاوت در رفتار و معيارهای ارزش والدين و فرزندان بيشتر ميشود چون مسؤوليت آموزش و پرورش به مؤسسه هايی غير از خانواده سپرده ميشود، در حالی که در گذشته خصوصيتهای پرورشی انسان در خانواده شکل ميگرفت و انجام ميپذيرفت. شباهت رفتار والدين و فرزندان به نسبت و ميزان ارتباط و تماس مستقيم آن ها بسته گی دارد. چون در عصر حاضر تماس بين آن ها بعد از پنجساله گی کمتر است شباهت رفتاری آن ها نيز کمتر خواهد بود. بعضی غريزه را در نوع رفتار انسان مؤثر دانسته اند و گفته اند، غريزه عامل يا ميکانيزم ثابت و تغييرناپذيريست که در زنده گی اجتماعی انسان و حيوانهايی چون زنبورعسل، مورچه گان و گوزنهای قطبی و اسبهای وحشی به آسانی ديده ميشود؛ مثلاً، شکل لانه سازی زنبورعسل هزاران سال است که ثابت بوده و تغييری نکرده است در حالی که در انسان غريزه يا انگيزش، طی مليونها سال ضعيف شده و تغيير کرده است.

نسبت اين تغيير با گسترش نظام تربيتی در جوامع بسته گی دارد. بدين معنی که هرقدر تربيت پيشرفت کرده از اهميت غريزه در انسان کاسته شده است و ما اين تغيير را در دگرگونی انديشه و تفکر انسان، نوع سازگاری او با محيط طبيعی و اجتماعی، وضع خانه سازی و سکونت او و حتی روابط زناشويی ملاحظه ميکنيم. بنابراين غريزه به عنوان عامل ثابت و قابل آموزش در تشکيل اجتماع انسانی و هم چنين عاملی برای بيان چگونه گی رفتار اجتماعی انسان نميباشد چون انسان از لحظهء تولد تا دم مرگ در رفتار و کردارش تغيير حاصل ميشود و نوع تغيير به نوع جامعه و تحول پذيری آن بسته دارد. هرقدر جامعه پوياتر باشد نسبت تغييرپذيری در انسان بيشتر است و هرقدر ايستاتر باشد نسبت تغييرپذيريش کمتر است.

انسان در لحظهء تولد فرد است، ولی بعد از تولد با گذشت زمان در اثر برخورد با اعضای خانواده و افراد خارج از خانواده برای خود در اجتماع موقعيتی کسب ميکند و امکانهايی به دست می آورد که نوع اين موقعيت و امکانها در خانواده و اجتماع يک سان نيست و اين تأثيرپذيری از خانواده و محيط اجتماعی در تشکيل شخصيت اجتماعی فرد تأثير مستقيم دارد. بنابراين ميتوان چنين نتيجه گرفت که تشکيل شخصيت اجتماعی انسان به خصوصيتهای فردی، غريزی و زيستی او بسته گی ندارد و تنها خصوصيتهای جسمی او چون (اندازهء قد، رنگ پوست و مو و چشمان، نوع صدا و امثال آن است) که از طريق ژنها از والدين به کودکان منتقل ميشود. در حالی که خصوصيتهای اجتماعی چون اکتسابيست مانند خصوصيتهای جسمی از طريق غرايز و يا ژن قابل انتقال نميباشد پس بايد گفت خصوصيتهای اجتماعی هر فرد نتيجهء محيط پرورشی و سازمانهای اجتماعيست که فرد به آن وابسته ميباشد.

کودکان و نوزادان سالم در آغاز تولد هيچ گونه تفاوت رفتاری باهم ندارند و اگر از نظر تغذيه در دوران جنينی مشابه هم باشند باز هم اگر در جامعه های متفاوت پرورش يابند تغيير رفتار خواهند داد. محيط پرورشی کودکان در ميزان به کاربُردن هوس آن ها يعنی قدرت و توانايی سازگاری شان با محيط مؤثر خواهند بود، پس عامل ژن و يا غرايز گويای دگرگونی رفتارها نيست و علت تفاوت رفتار افراد در اين است که بچه ها در شرايط اجتماعی متفاوت و پايگاههای اقتصادی مختلف به دنيا آمده اند و عوامل پرورشی نامساعد مثل مؤسسات آموزشی متفاوت و برخوردها و سيره های والدين با يک ديگر و با فرزندان و هم چنين شرايط اقتصادی و اجتماعی زنده گی آن ها بسته گی دارد.

 

تأثير خصوصيتهای نژادی و محيط طبيعی در چگونه گی رفتار انسان،

 

عامل نژادی تأثير مستقيم در رفتار افراد ندارد و اختلاف نژادی نميتواند دليلی برای پيشرفتهای يک گروه، يا اختلاف و تفاوتهای اجتماعی و تجاوز به حقوق گروه ديگر باشد. البته محيط طبيعی در خصوصيتهای جسمی مؤثر است زيرا انسانها و جانوران برای ادامهء زنده گی ناچار اند با طبيعت سازگار باشند. تيره گی رنگ و تنگ بودن منافذ بدن در انسانهای استوايی و تفاوتی که خرسهای قطبی و استوايی دارند بر اثر سازگاری با محيط طبيعیست، هرقدر جامعه ابتدايی تر باشد تسلط طبيعت بر اين جوامع بيشتر است ولی در جوامع متمدن، جامعه با وجود همبسته گی با محيط طبيعی تقريباً از آن مستقل است زيرا افراد بشر قادر اند خود را دور از تأثير مستقيم شرايط محيط طبيعی نگهدارند. در عصر حاضر تسلط انسان مجهز به سلاح علم بر طبيعت روز به روز بيشتر ميگردد. تحقيقات علمی ثابت کرده است که ميتوان خصوصيتهای جسمی را بر اثر ترکيب نژادی تغيير داد. مثلاً، خصوصيتهای جسمی فرزند نسل چهارم که از ازدواج با افرادی غير از نژاد خودشان در طی چهار نسل به وجود می آيد با نسل اول کاملاً تفاوت دارد در حالی که ميتوان خصوصيتهای جسمی را تغيير داد. پس چگونه ميتوان گفت، نميتوان رفتارهای اجتماعی را عوض کرد؟ بديهيست که شرايط محيط اجتماعی، فرهنگی و از همه مهمتر اخلاقی در تغيير رفتار اثر دارد اگر برخی از جامعه شناسان بورژوا معتقد اند رفتار سرخپوستان و يا سياه پوستان خوب نيست اين گونه نابه هنجاری در رفتار آن ها به شرايط زيستی بسته گی ندارد. بل که به علل و شرايط اجتماعی زنده گی آن ها بسته گی دارد زيرا افراد اين گروهها از حقوق اجتماعی و آموزش يک سان برخوردار نميشوند. امکانهای تربيتی و پرورشی آن ها در مقام مقايسه با ديگر طبقات اجتماعی مساعد و مطلوب نيست.

اختلاف نژادی نميتواند دليلی برای اختلافهای فکری، ذهنی، رفتاری و حتی پيشرفتهای اجتماعی مردم باشد تعصب نژادی در مورد برخی گروهها درست نبوده و هيچ گونه بنياد علمی ندارد زيرا چگونه گی سازمان بدنی افراد گويای چگونه گی رفتار آن ها نيست. پيشرفت و يا عدم پيشرفت مردم به شرايط اجتماعی، اقتصادی و آموزشی آن ها بسته گی دارد و خصوصيتهای جسمانی دليلی بر پيشرفت و يا عدم پيشرفت نيست. چون در عصر حاضر شاهد پيشرفت مردم سرزمينهای آسيايی و افريقايی بوده و خواهيم بود. مگر نه اين است که اين گونه مردمان در حال حاضر توانسته اند با آموزشهای صحيح، عاليترين مراحل علمی را طی نموده و حتی کُرسیهای دانشگاهی و مراکز تحقيقی را حتی در جوامع نژادگرا بر عهده گيرند و به نحوی عالی اداره نمايند. بنابراين عوامل اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی و اقتصادی هستند که نوع زنده گی مردم و رفتار آن ها را تعيين ميکنند نی خصوصيتهای جسمی و نژادی آنان.

 

واژه نامه،

 

جامعه پذيری: يعنی پذيرشی که در انسان نسبت به زنده گی جمعی و اجتماعی وجود دارد و او فطرتاً گرايش به تشکيل زنده گی جمعی دارد.

مراتع: چراگاهها، جاهای سبز و خُرم.

مساعد: آماده.

تکلم: سخن گفتن.

متمايز: چيزی که از ديگری جدا و مشخص باشد، چيزی که دارای تمايز باشد.

زيستن: زنده گی کردن.

قطب زی: يعنی انسانی که در قطب شمال يا جنوب زنده گی ميکند.

ابداع: نوآوری، چيز تازه آوردن، کار تازه کردن.

زبان حرکتی: يعنی به وسيلهء حرکتهای گوناگون با يک ديگر گفتگو ميکردند و مطالب خود را به ديگران تفهيم مينمودند.

زبان تصويری: يعنی مطالب خود را با تصويرها به يک ديگر تفهيم مينمودند.

والدين شان: پدر و مادرشان.

بيولوژيکی: علم الحيات، زيُت شناسی، علمی که دربارهء موجودات زنده بحث ميکند. آن قسمت که راجع به طرز زنده گی جانوران و ساختمان بدن آن ها گفتگو ميکند، بيولوژی جانوری نام دارد و آن قسمت که دربارهء گياهان گفتگو ميکند بيولوژی گياهی.

توارث: از يک ديگر ارث بُردن، به هم ارث دادن.

ژن: آنچه بدن و خلقت يک انسان يا موجود زنده را تشکيل ميدهد.

بارز: آشکار، ظاهر، روشن، هويدا.

مستور: پنهان، نامعلوم.

ميکانيزم: طرز ساختمان چيزی، ترکيب چيزی.

دوران جنينی: يعنی دورانی که طفل در رحم و شکم مادر به سر ميبرد.

منافذ: جمع منفذ است، منفذ يعنی، محل گذشتن، سوراخ.

بورژوا: شخص ثروتمند، ارباب دارا و احتمالاً صاحب وسيلهء توليد و . . .

 

ادامه دارد!

www.jawananebedaar.nl

بياموزيم، تا بياموزانيم!

 اصول و مبانی

جامعه شناسی

 نوشتهء دُکتور محمدحسين فرجاد

 چگونه گی اجتماعی شدن

معمولاً از وقتی که نوزاد در درون خانواده به عنوان يک نهاد اجتماعی متولد ميشود و کم کم رشد مييابد در حدی که والدين و ديگر فرزندان با او در تماس هستند و به طور مستقيم و غيرمستقيم در يادگيری او را ياری ميدهند، بر اساس فرهنگ رايج بر خانواده، قوم و قبيله معمولاً کارهای معينی را از کودک انتظار دارند. مثلاً وقتی کودک کاری را انجام ميدهد که والدين و يا ديگرانی که با وی زنده گی ميکنند و در ارتباط با او هستند آن را ناپسند و نامطلوب ميپندارند، به وی خواهند گفت: نکن نه و اين کلمه ها را با اخم يا تکاندادن سرشان به اين طرف و آن طرف و حتی با زدن روی دستهای کودک همراه ميکنند تا کودک آنچه را که والدين در موقع به کاربُردن کلمه های نه نکن يا هرگونه اشارهء تنبيهی و تنبهی معمول در خانواده که هنگام ارتباط و سخن گفتن با کودک انجام ميدهند و از او انتظار دارند، فرا ميگيرد. در بعضی مراحل کودک ميتواند، با انتظارهايی که بشخصه با خودداری از انجام کارهايی که ميداند عکس العملهای منفی همراه دارند، پاسخ گويد. در اين صورت کودک خود را جای والدين قرار داده و برای خود وجود خارجی توأم با شناخت شرايط محيط زنده گی اجتماعی تصور کرده است به همان گونه که برای والدينش تصور ميکند. يعنی سعی ميکند خود را با شرايط مطلوب پيرامون خود سازگار کند که معمولاً اين گونه سازگاريهای اجتماعی با پاداشهای گوناگونی توأم است. او وجود خود را همان گونه که ديگران ميبينند حس ميکند. رفتار و کردار خود را همان طور که فکر ميکند ديگران آن را ارزيابی ميکنند، ارزيابی مينمايد. 

او کم کم خود را توسط حالتهای ديگران درست مانند اين که در آيينه نگاه ميکند، ميشناسد و حالت اجتماعی شدنش شروع ميشود و پس از مدتی از سالهای اوليهء زنده گی در حد مورد انتظار و جامعه ميشود. معمولاً پوشش اجتماعی شدن از دو ساله گی شروع ميشود در اين هنگام انتظارهايی که بچه را به خود متوجه ميکند چيزهايی متناسب با سن اوست و اين انتظارها در خانواده های متفاوت با فرهنگهای متفاوت، نيز تفاوت دارد. البته در اين زمان قادر است تنها قسمت کوچکی از جامعه يی را که بدان تعلق دارد- يعنی خانواده را درک کند. 

در حالی که هنوز با همسايه گان يا همشاگردان مدرسه يی که مطمئناً بعدها به آن جا خواهد رفت، تماسی ندارد. همچنين وی انتظارهايی را که خانوده اش در سنين ديگر از او خواهند داشت درک مينمايد و کم کم نوع رفتاری را که همسالان، همسايه گان، معلمان و همکلاسانش از او دارند، تشخيص خواهد داد و رفتارش بيشتر رنگ اجتماعی شدن به خود ميگيرد. بدين سان اگر هرکس در طی دوران زنده گی به گروه جديدی وارد شود و انتظارهای ساير اعضای گروه و جامعه را در حد متعارف بپذيرد، گوييم حالت اجتماعی شدن رُخ داده است. زيرا اگر کسی نتواند خود را با شرايط پيرامون زنده گی خود سازگار کند رفتار اجتماعی ندارد، به عبارت ديگر اجتماعی نبودن نشانی از نقص رفتاری و يا غيرعادی بودن رفتار است.

 کودکانی که در سالهای اوليهء زنده گی تا دوران نوجوانی را در خارج از محيط خانواده پرورش مييابند، از لحاظ پرورش فکری، حالتهای عاطفی و رفتاری احتمالاً دچار اختلالهای رفتاری خواهند شد ولی قطعی نيست و کُليت هم ندارد. اگر به پرستاران گفته شود چنانچه کودکان را درست مانند مادران شان مراقبت و نوازش کنند و در حد والدين آن ها را ورد ملاطفت و توجه قرار دهند، رشد طبيعی خواهند داشت. اگر اين توقعها انجام پذيرد، اين گونه کودکان نيز تا حدی از لحاظ اجتماعی دارای خصوصيتهای کودکان ديگر خواهند شد. البته هيچ محبت و توجهی کاملاً در حد دقت و توجه والدين حقيقی نخواهد بود. نوع روابط اجتماعی ولو اين که هرقدر ساده باشند در رشد فکری و اجتماعی کودک تأثير خواهد گذاشت. والدين يا مربيان اطفال بر اساس نوع رفتاری که با کودکان دارند بايد از آن ها متوقع باشند. به عبارت ديگر هرچه را که از کودکان انتظار دارند بايد به آن ها ياد دهند، زيرا چگون گی برخوردهای اجتماعی کودک در خانواده و اجتماع به نوع تربيت و رفتاری بسته گی دارد که کودک از آن برخوردار بوده است. درست مانند اين که انسان تصوير خود را به همان گونه که هست در آيينه ميبيند و اگر آيينه شکسته باشد تصوير حقيقی خود را آن گونه که هست نخواهد ديد.

 نا به هنجاری رفتاری و بدسازگاری اجتماعی نشانه هايی از اجتماعی نبودن افراد است، زيرا هرانسان متعادل بايد خود را با شرايط طبيعی، معقول، منطقی و انسانی محيط پطرامون خويش، سازگار نمايد. يعنی رفتارش برای ديگران قابل قبول باشد. کسانی که مدتی از عسمر خود را در زندانهای جنايی و يا در شرايط محيطی دور از محيط اجتماعی متعادل گذرانده اند بايد مدتی بگذرد تا بتوانند خود را با محيط جديد سازگار نمايند.

جامعه از هرکس برای اجتماعی شدن انتظارهايی دارد؛ اين توقعها بايد منطقی و مطلوب باشد نی اتفاقی و نامنظم، نامطلوب و غيرمعقول. زيرا هر اجتماعی برای خود معيارهای ارزشی خاصی را به هنجار تلقی ميکند که افراد آن اجتماع بايد به آن معيارهای ارزشی توجه داشته و رفتار خود را با آن سازگار نمايند و بدان عمل کنند. البته اين گونه سازگاريهای اجتماعی بايد با عقل و ادراک توأم باشد نه به او تحميل گردد، يعنی فرد بايد از لحاظ عقلی بپذيرد که اين گونه رفتار منطقی و به هنجار، ضرورت اجتماعيست که در آن زنده گی ميکند و اگر آن را درست دريابد همواره بدان عمل خواهد کرد.

 هر اجتماع به مرور به افراد خود نقشهايی را محول ميکند که برای زنده گی اجتماعی وی ضروريست، مثلاً به وی می آموزد که هرکس در برابر، خانواده و جامعه مسؤوليت دارد و بايد به حال خود و اعضای خانواده و جامعه اش مفيد باشد تا زنده گی روزانهء طبيعی و اجتماعی خود را طی کند.

 اگر والدين در خانواده يی از فرزند خود بخواهند در زنده گی خانواده گی نقشهايی را بر عهده بگيرد، هنگامی که نقشی در کودک جاگزين شود او ميتواند رفتار خود را با آن وفق دهد برای نمونه عبارتهای دستهايت را بشوی يا راست بنشين خواهرت را نزن يا در کار ديگران دخالت نکن يا به بزرگترها احترام بگذار نمونه هايی از انتظارهای بيشماريست که از يک کودک نيک کردار دارند و هريک از آن ها ارزشهای معينی دارند که برای رسيده گی خانواده گی و اجتماعی ضروريست.

هر فرد بهروز درمييابد که نقشهای او کدام اند. نقشهای افراد در جوامع متفاوت و با فرهنگهای متفاوت تغيير ميکند و هرکس بر اساس مسؤوليتی که در جامعه دارد نقش خاصی را ايفا مينمايد. مثلاً نقش مادر در فرهنگ جامعهء شهری با نقش مادر در فرهنگ جامعهء روستايی متفاوت است، نقش مادری که علاوه بر مسؤوليت خانواده گی مسؤوليتهای شغلی و اجتماعی نيز در خارج از خانه دارد با مادری که صرفاً خانه داری ميکند متفاوت است.

 در مرحلهء اجتماعی شدن مردم با يک ديگر ارتباط دارند، يعنی هرکس ناگزير از زنده گی اجتماعيست زيرا اين گونه زنده گی نتيجهء روابط و کنشهای متقابل است، در هر جامعه مردم ناگزير اند با يک ديگر مناسبتهای اجتماعی متقابلی داشته باشند، هيچ کس پس از خوگرفتن به زنده گی اجتماعی قادر نيست به تنهايی زنده گی کند با وجودی که بعضی وقتها بين افراد برخوردهايی به وجود می آيد، باز علاقه مند اند که پس از مدتی با يک ديگر روابط صميمانه يی داشته باشند زيرا انسان ياد گرفته و سپس خو کرده است به اين که در زنده گی اجتماعی دارای روابط متقابل اجتماعی بوده و در برابر هر عمل، عکس العمل متناسبی از خود نشان دهد. چون از کودکی در خانواده ياد گرفته است که انتظار والدين وی را وادار ميکند تا عکس العملی متناسب با خواست آنان از خود نشان دهد. اين بسته گی و ارتباط به صورت عمل و عکس العمل از ديدگاه جامعه شناسی مرحله يی از پويشهای اجتماعيست که در اجتماعی شدن نقش دارد.

 همين طور است شاگردان در مدرسه در مقابل هم و در برابر معلمان و ساير اوليای دبستان و يا و يا کارگاهها و کارخانه ها اين گونه روابط متقابل اجتماعی ادامه مييابد که از اجتماعی شدن او ناشی ميگردد و پس از مدتی به صورت رفتارهای اجتماعی در می آيد.

 اکثر مردم از رفتار و اعمال جامعهء که خود يکی از اعضا و عوامل تشکيلدهندهء آن هستند، واقف اند.

 هر حرکت اجتماعی خواه به صورت عادی و به هنجار و يا اعمال غيرعادی و نا به هنجار يا به صورت رفتارهای ستيزه جويانه و پرخاشگرانه و يا در حالت پريشانی و اضطراب و يا در حالت عادی چون زنده گی روزمره و يا شادی و تفريح همهء اين گونه اعمال بازتابهای واکنشی متناسب به شمار می آيند. به همين دليل است که جامعه شناسان ميگويند، هرقدر زنده گی اجتماعی آرامتر و طبيعی تر برگزار گردد و مردم از آرامش و امنيت اجتماعی بيشتری برخوردار گردند، رفتارهای اجتماعی آن ها سالم تر و از سلامت جسمی و روحی بيشتری برخوردار خواهند شد.

 از طرف ديگر چون رفتار افراد جامعه همراه با تحول جامعه پيوسته در حال دگرگونی و پيشرفت است، لذا از لحاظ حالتها، تصورها و نوع حرکتهای مقتضی، وجه مشترکی وجود دارد و آن پيشرفت عمومی رفتار است.

 با توجه به اين که ميدانيم اين گونه موارد همه گی به تجارب و حالتهای گذشتهء افراد جامعه مربوط ميگردد، معذلک در مواقع به خصوصی ممکن است واکنشهای تازه يی هم ايجاد گردد که زياد مربوط به تجارب گذشته نباشد.

 حالتها، تصورها و چگونه گی رفتار در خصوص حرکتهای مناسب و يا نامناسب، نی تنها با زنده گی اجتماعی مردم در ارتباط بوده و جزيی از زنده گی آن ها محسوب ميگردد. زيرا هرگون رفتاری در هر گروهی خاص عادی و قابل پذيرش است، که ممکن است همان رفتار در گروه ديگر قابل پذيرش نباشد. در جامعه يی که از قشرها و طبقه های اجتماعی متفاوتی تشکيل گرديده علاوه بر اين که رفتارهای اجتماعی متفاوتی قابل پذيرش است، عوامل و پديده های فرهنگی که ابراز بعضی از حالتها را در مقابل گروهی ديگر نهی و يا محدود ساخته است با گذشت زمان ممکن است به صورت واقعيتهای فرهنگی به برخی از آن ها تحميل گردد و يا مورد قبول شان واقع شود، زيرا انسان ناگزير از زنده گی اجتماعی و رفتار با ديگر مردم جامعهء خويش است. اين حالت مجدداً با گذشت زمان و همراه با تغييرهای اجتماعی ديگر نيز تغيير ميکند و نسلهای بعد از اين گونه رفتارها پيروی خواهند کرد. بدين جهت است که ميگوييم، اجتماعی شدن که امری ضروريست ثابت نيست و در جوامع متفاوت، نيز متفاوت است و حتی در جامعه يی واحد با گذشت زمان و در نسلهای ديگر نيز تغيير ميکند و اين حالت يکی از ويژه گيهای فرهنگ پذيريست که در زنده گی اجتماعی و اجتماعی شدن نقش عمده يی دارد.

 واژه نامه،

 والدين: پدر و مادر.

 بشخصه: يعنی به طور مستقلانه، از پيش خود.

 توأم: همراه.

 پويش: حرکت، رشد، نمو.

 انسان متعادل: يعنی انسانی که از نظر سلامتی بدنی و فکری کامل و بی نقص است.

 نامطلوب: ناپسند.

 غيرمعقول: چيزی که عقل نميپذيرد.

 هنجار: قاعده، روش درست و صحيح.

 محول: واگذار.

 واقف اند: يعنی آگاه اند.

 ابراز: بروز دادن، ظاهرساختن، آشکارکردن.

ادامه دارد!

 

www.jawananebedaar.nl

 

 

*****

 بياموزيم، تا بياموزانيم!

اصول و مبانی

 جامعه شناسی

  

نوشتهء دُکتور محمدحسين فرجاد

 

روشهای تحقيق

در جامعه شناسی و مشکلهای آن

 

برای شناخت جامعه شناسی کسی که خود در اين علم صاحب نظر باشد و بينشهای متفاوت را در مورد جامعه شناسی خوب بداند بايد در هر گروه و يا جامعه يی که ميخواهد تحقيق کند شرکت فعال داشته و با آن ها زنده گی کند يا تماس مستقيم و متوالی داشته باشد در غير اين صورت تحقيق و پژوهش او ارزش علمی نخواهد داشت چون مشاهده و بررسی و به دنبالش آزمايش و تجربه صحيحترين راه نزديک شدن به حقيقت علميست. بنابراين روش تحقيق در علوم اجتماعی و علوم طبيعی تقريباً مشابه است با اين تفاوت که موضوع مطالعهء آن ها فرق ميکند.

 چگونه گی عوامل مورد مطالعهء دانشمندان علوم اجتماعی مسايلی ايجاد ميکند که دانشمندان علوم طبيعی نيز با آن ها مواجه هستند اگر چه دانشمندان علوم اجتماعی تفکر و دقت خود را در مشاهدهء تمام جنبه های رفتار انسانی محدود ميکنند ولی نميتوانند ادعا کنند هميشه موفق ميشوند چون انسان موجود متفکر و متغيريست، مثلاً، زنده گی زناشويی يک امر خصوصيست و بسياری از مردم به آشکارکردن و بيان مسايل آن و يا ساير مسايلی که آن ها را شرمگين و پريشان ميکند، تمايلی ندارند. حتی اگر محققی فکر کند به پرسشنامهء او صادقانه جواب ميدهند، اشتباه ميکند. انسان استعداد شگرفی در گولزدن خود و ديگران دارد. به همين دليل تحقيق در مورد انسان کارِ آسانی نيست. در اجتماع، جامعه شناس تنها ميتواند آزمايشهای خود را روی انسان به طور محدود و با اجازهء خود او انجام دهد. استفاده از دوربينها و لوازم ضبط صوت بدون اطلاع يا رضايت مردمی که مورد مطالعه قرار ميگيرند ممکن است به تهاجم آن ها منجر شود. به همين دليل اخيراً جامعه شناسان سعی ميکنند با رعايت قوانين اخلاقی مردم را بدون اطلاع و اجازهء قبلی مورد مطالعه قرار ندهند. در هر حال با در نظر گرفتن موازين اخلاقی وقتی مردم بدانند مورد مطالعه اند احتمالاً مانند مواقع عادی رفتار نميکنند. برای نمونه وقتی جامعه شناسی ميخواست در اتاق هيئت منصفه ضبط صوت را نصب کند تا از چگونه گی تصاميم مطلع گردد دادگاه اين کار را منع کرد. دانشمند اجتماعی مخلوقهای مانند خود را مطالعه ميکند بنابراين ممکن است طرز تلقی خود را در تحقيقش اثر داده و تا حدودی پيشداوری کند. به همين دليل در عصر حاضر دانشمندان علوم اجتماعی اغلب تحقيقهای خود را به صورت گروهی انجام ميدهند تا پيشداوری فرد در تحقيق کمتر اثر کند و چون تحقيق گروهيست پس نتيجهء صحيحتر و قطعيتر خواهد بود.

 چگونه يک جامعه شناس کارِ خود را شروع ميکند،

 اين عقيده که يک دانشمند کار خود را با مشاهدهء حقايق شروع ميکند با قدری تأمل نشان خواهد داد که اين امر امکان ناپذير است. کدام حقايق؟

 مليونها حقايق در جهان وجود دارد که هرگز کسی نميتواند تمام آن ها را مورد مطالعه قرار دهد.

 اولين کاری که يک دانشمند بايد انجام دهد اين است که در مورد آنچه ميخواهد مطالعه کند تصميم بگيرد و خود را به موضوع تحقيق محدود کند. يک جامعه شناس معمولاً نبايد تمايلی در پی بردن به علت از بين رفتن ستاره گان داشته باشد. او علاقه مند است به مطالعهء نوعی از رفتارهای اجتماعی انسان بپردازد. به احتمال زياد مايل خواهد بود که تنها در زمينهء محدودی از رفتار انسانی به پژوهش بپردازد. زيرا کمتر افرادی هستند که ميتوانند تمام جنبه های رفتار انسانی را مطالعه کنند. جامعه شناسان مانند ساير دانشمندان از اين امر مطلع اند. عده يی از جامعه شناسان شايسته گی آن را دارند که در بيش از يک رشته از علوم انسانی و اجتماعی به مطالعه بپردازند.

 يک جامعه شناس ممکن است خود را يک روانشناس اجتماعی يا يک متخصص در روابط گروههای اجتماعی و يا يک جامعه شناس روستايی فرض کند و يا ممکن است هرگز در زمينهء جامعه شناسی صنعتی يا روستايی کار نکند بل که در زمينهء ديگری از شاخه های جامعه شناسی به تحقيق بپردازد. تخصص، ميزان کارآيی يک جامعه شناس را افزايش ميدهد ولی باعث محدودشدنِ ديد او هم خواهد شد.

فنون پژوهش در زمينهء جامعه شناسی،

 فنون پژوهشی که جامعه شناسان به کار ميبرند معمولاً متفاوت و تا حدی پيچيده است. با اين حال در مواقع ضروری اغلب فنون رياضی و آماری مشکل و پيچيده به کار برده ميشوند. پژوهنده ممکن است اطلاعات خود را به وسيلهء پرسشنامه يا مصاحبه جمع آوری کند. پرسشنامه ها ميتوانند برای پی بردن به طرز تلقی و محرکهای ناخودآگاه افراد از طريق آزمونهای (برون افکن) برای شناخت عکس العملها به کار برده شوند.

 مصاحبه ها ممکن است کوتاه باشد و جزيِی و يا امکان دارد بلند باشد و عمقی. گاهی جامعه شناسان تنها به تجزيه و تحليل محتوای پرسشنامه و مصاحبه ميپردازند. يعنی آن ها فقط به شمارش تعداد کلمه ها و بررسی نظريه ها يا رفتارهای قالبی يا طرز تلقيهايی که در يک زمينهء معين ظاهر ميشوند، ميپردازند. اين روش بيشتر برای تجزيه و تحليل اثرهای ناشی از وسايل ارتباطهای جمعی (روزنامه ها، تلويزيون، برنامه های راديو و مجله ها) به کار ميرود. هم چنين ممکن است برای تجزيه و تحليل افسانه ها، شعرها يا کتابهای درسی مدارس به کار برده ميشوند ولی اين روش به تنهايی ارزش علمی ندارد. بهترين روش تحقيق عينی از طريق ارتباط مستقيم با افراد است.

 يک روش تحقيق عمدهء ديگر در جامعه شناسی (تجزيه و تحليل تاريخی) است. جامعه شناسی برای تأييد درستی تيوريش به مؤرخ مراجعه ميکند. مطالعه های تطبيقی گروههای بزرگ مانند اتحاديه ها يا ملتها بر اساس روشهای جدد تحقيق به خوبی صورت ميگيرد. گاهی وقتها جامعه شناسان گروههايی را به آزمايشگاهی برده و آزمايشهايی تحت کنترول خود روی آن ها انجام ميدهند ولی هيچ کس مطمين نيست که گروههای آزمايشگاهی نمايندهء تمام گروههای اجتماعی خارج از آزمايشگاه باشند. که روش تحقيق راه حل اين مشکل را هم ارايه داده است. تا آن جا که ممکن باشد جامعه شناسان ترجيح ميدهند به مطالعه پيرامون گروههای اجتماعی خارج از آزمايشگاه مانند دسته هايی از پسران ورزشکار و يا ستيزه جو يا افراد يک اتحاديهء محلی، کارگران يک کارخانه يا کلاس مدرسهء دولتی بپردازند و رفتار آن ها را آن طور که هست مورد مطالعه قرار دهند. گاهی وقتها يک جامعه شناس يادداشتهای دقيقی را از آنچه که در گروه خود اتفاق می اُفتد و امکان دارد که بعداً آن ها را مطالعه کند تهيه ميکند. چون جامعه شناسی بايد هدفها و ارزشهای گروهی را که به آن تعلق دارد تفکيک کند امکان دارد که در تجزيه و تحليل به نتايجی برسد که اصلاً دارای وجود خارجی نباشد به عبارت ديگر چون او فقط دسترسی به احساسهای اعضای گروه دارد ممکن است ليگانه گان در پی بردن به آن ها دچار اشکلهايی گردند. مطالعهء پاره يی از گروهها مانند دسته هايی از تبهکاران اغلب مشکل است زيرا فعاليتهای آن ها به طور محرمانه صورت مطگطرد. بعضی موقع پژوهنده گان برای آنچه که در گروه اتفاق می افتد به عضويت يک گروه درآمده اند. برای نمونه جامعه شناسان به درون زندانها رفته و به تبهکار بودن تظاهر ميکرده اند. اين فنِ مطالعهء گروهها را مشاهده مشترک و عينی مينامند.

 روشهای مستند تحقيق در جامعه شناسی،

 اگر آينده نگری هدف علم باشد، جای تعجب نيست که مطالعات مبنی بر آينده نگری يکی از علايق بزرگ جامعه شناسان باشد.وقتی که "شورای پژوهش علوم اجتماعی" ارزيابی جامعی از مطالعات مبنی بر آينده نگری را انجام داد؛ مطالعه يی توسط "بورگس" تحت عنوان پيشبينی موفقيت يا شکست در ازدواج که بالاترين ميزان قدرت پيشگويی درست را دارا بود، صورت پذيرفت. "بورگس" برای پی بردن به ميزان خوشبختی افرادی که تحت مطالعه بودند پرسشنامه يی را به کاربُرد و سپس به راههای متعددی پاسخهای داده شده را برای تعيين درستی وضعيت آن ها آزمايش کرد. سپس توانست قسمتهايی از پرسشنامه را که پيشگويی شکست يا موفقيت در زنده گی زناشويی را نشان ميداد جدا کند. قسمتهايی که خوب پيشگويی شده بود اساس يک تست طبقه بندی شده را تشکيل ميداد. مثلاً تمايل شديد به همسری- حدود سن در هنگام ازدواج- رضايت والدين و ساير فعاليتهای گروهی و طرز تلقی نسبت به جنس مخالف و عواملی که به طور غيرمستقيم در خوشبختی زنده گی زناشويی مؤثر ميباشند.

 تکوين سريع آزمون غيرمستقيم دارای ارزش علمی زياديست، آزمونهايی که در زناشويی توسط مشاوران ازدواج، مددکاران اجتماعی و سايران به عنوان زمينه يی برای راهنمايی مراجعان و کمکی در تشخيص علت مشکلهای زناشويی به کار ميروند. روش غيرمستقيمی که "بورگس" ابداع کرد به مرور گسترش يافته و ساير رشته ها هم به کار برده ميشوند در جنگ جهانی دوم برای ارتش آزمونی جهت روشن شدن علل بيماريهای روانی و عصبی تهيه شد. آزمونهايی نيز وجود دارند که موفقيت يا شکست انجام تعهدها را پيشگويی ميکنند. هم چنين خلافکاری يا حالتهای عصبی بين مردم نيز ميتوانند پيشبينی شوند.

 واژه نامه:

 متوالی: پی در پی- پياپی، پشت سر هم.

 مشابه: مانند، همانند، چيزی که شبيه چيز ديگر باشد.

 موازين: قواعد، الگوها، قوانين، جمع ميزان است.

 تلقی: برخورد، برداشت.

 فرض: به حساب آوردن.

 محتوی: آنچه در درون چيزيست، مفهوم يک کلمه يا جمله يا نظريهء علمی.

 ناشی: به وجود آمده.

 تيوريش: يعنی نظريه اش.

 مؤرخ: تاريخ نويس.

 تفکيک: جداکردن چيزی از چيز ديگر.

 

ادامه دارد!

******

فصل اول

 تبيين جامعه شناسی

 جامعه شناسی علميست که واکُنشهای زنده گی اجتماعی و پديده های محيط اجتماعی را با روشهای علمی مشاهده، آزمايش و تجربه مورد پژوهش قرار داده و سعی ميکند آن ها را ابتدا توصيف و سپس طبقه بندی کند تا بتواند با روشی علمی به رابطه بين آن پديده ها پی ببرد و عواملی که باعث پيدايی آن پديده هاست شناخته و اثرهای آن ها را در پديده های اجتماعی ديگر بشناسد. 

و يا جامعه شناسی علميست که رفتارهای اجتماعی انسان را در جامعه يی که زنده گی ميکند با توجه به فرهنگ يعنی مجموعه يی از ميراثهای اجتماعی چون آداب و رسوم و سنن، اخلاق و رسوم اخلاقی، ميثاقها و قراردادهای اجتماعی مورد بررسی و مطالعه قرار ميدهد. جامعه شناسی به مطالعهء پديده های اجتماعی در رابطه با پديده های اقتصادی و سياسی نيز توجه مينمايد و اثرها و عوارضی که اين پديده ها در يک ديگر دارند به منظور خير و صلاح عمومی و رفاه اجتماعی مورد توجه قرار ميدهد. 

جامعه شناسی از مقايسهء جوامع مختلف، عوامل مؤثر در پيشرفتهای اجتماعی برخی از جوامع را مورد مطالعهء تطبيقی قرار ميدهد و عواملی را که باعث عقبنگهداشته شده گی برخی جوامع ديگر است، تبيين مينمايد و شيوه هايی را هم که برای دگرگونی و از بين بردن اين گونه عوامل است بيان ميکند و در اين راه از علوم اجتماعی ديگر چون علوم تاريخی، اقتصادی، سياسی، حقوقی و مردمشناسی کمک ميگيرد. شناخت، تجزيه و تحليل پديده ها و واقعيتهای اجتماعی و عوامل به وجود آورندهء آن ها و اثرها و تأثير و تأثرهای اين پديده ها در يک ديگر، بدان گونه که هستند و به گونه يی که بايد باشد، کار ديگرِ جامعه شناسيست.

 با توجه به عبارتهایِ که در بيان جامعه شناسی مطرح شد بد نيست که نظريه های برخی جامعه شناسان را در اين مورد نيز بيان کنيم.

 يکی از جامعه شناسان، علم جامعه شناسی را، شناخت پديده های اجتماعی ميداند و ديگری آن را علم نهادهای اجتماعی تعريف ميکند و نهادها را نيز پايه های اساس زنده گی اجتماعی ميداند.

 جامعه شناسی ميگويد، تنها جامعه شناسی قادر است واقعيتهای اجتماعی را بهتر شناخته و آن ها را تبيين کند؛ جامعه شناس ديگری آن را علم سازمانهای اجتماعی دانسته، ميگويد: کار اصلی اين علم مطالعه در تغييرهای اجتماعيست که در جوامع روی ميدهد و تأثيرهايی که واقعيتهای اجتماعی در تحولهای محيط اجتماعی دارند به کمک جامعه شناسی قابل شناخت است.

 يکی از جامعه شناسان، جامعه شناسی را علمی که به مطالعهء رفتارهای اجتماعی ميپردازد، تعريف ميکند و جامعه شناس ديگری آن را علمی که به مطالعهء عوارض اجتماعی ميپردازد، تعريف ميکند و يا جامعه شناس ديگری آن را علمی که به مطالعهء واکنشهای اجتماعی در جامعه ميپردازد، تعريف ميکند.

 با توجه به تعاريف جامعه شناسی که تا اين جا مطرح شد و يا نظريه های گروهی از جامعه شناسان که تاکنون بيان گرديد، ميتوان چنين نتيجه گرفت: جامعه شناسی علميست که زنده گی اجتماعی مردمان جوامع مختلف را عموماً و با توجه به نهادهای اجتماعی موجود در آن گونه جوامع و روابط اجتماعی حاکم بر آن ها را مورد مطالعه و تحقيق قرار داده و برای آينده نگری در آن جوامع به مقايسه، تجزيه و تحليل دگرگونی و تحول پذيری آن ها پرداخته، از نتايج ديگر علوم اجتماعی چگونه گی روابط افراد را با هم و با محيط اجتماعی آن ها برای کشف قوانين عمومی حاکم بر جامعه و زنده گی اجتماعی مشخص و معين ميکند. زيرا دانش جامعه شناسی همواره در پی کشف و شناخت مطالعهء زنده گی اجتماعيست. پس موضوع اصلی جامعه شناسی مطالعهء زنده گی اجتماعی يعنی واکنشهای اجتماعی متقابليست که افراد انسانی را به هم ديگر پيوند ميدهد. برخی از اين واکنشها بر اثر تکرار تثبيت شده و دارای سازمان ميگردند و بيشترين افراد هر جامعه رفتارهای اجتماعی خود را با اين گونه سازمانهای اجتماعی هماهنگ ميسازند. زيرا همهء جنبه های زنده گی اجتماعی، اقتصادی، سياسی، آموزشی، هنری و فرهنگی هر يک از نوعی سازمان اجتماعی بهره ور گرديده اند.

 بنابراين هرکس از زمانی که متولد ميشود تا وقتی که ميميرد در درون اين گونه سازمانهای اجتماعی به سر ميبرد و همين سازمانهای اجتماعيست که شخصيت اجتماعی او را تشکيل داده و رفتارهايش را شکل ميدهند، از طرف ديگر به واسطهء اين سازمانهاست که راه و رسم زنده گی اجتماعی از نسلی به نسل ديگر با مختصر تغييری منتقل ميشود.

 هدف اصلی و نهايی عُلمای جامعه شناسی از طريق روش تحليلی، نشاندادن شيوه های زنده گی اجتماعی در جوامع مختلف و مقايسهء آن ها با يک ديگر، به منظور بهترکردن اوضاع اجتماعی جوامع و خير و صلاح عموميست.

 چون علوم اجتماعی عام يعنی مردمشناسی، تاريخ و جامعه شناسی در بيان قوانين اجتماعی مربوط به هرجامعه از قوانين و پديده های علوم اجتماعی خاص يعنی علم روانشناسی، علم اقتصاد، علم سياست و علم حقوق کمک ميگيرند، بنابراين نميتوان علم جامعه شناسی را نيز در بيان قوانين علمی مربوط به خود از علوم اجتماعی ديگر کاملاً بی نياز دانست. از طرف ديگر چون هر دگرگونی، تغيير و تحول در زنده گی اجتماعی مردم از طريق قوانين علوم اجتماعی قابل بررسی و تحقيق است، توجه جهانيان به علم نوپای جامعه شناسی روز به روز بيشتر ميشود.

  

تقسيم بندی جامعه شناسی

جامعه شناسی را ميتوان از لحاظ موضوع کُلی تحقيقی، بر دوگونه تقسيم نمود.

جامعه شناسی انسانی،

 که در مقالهء گذشته شرح آن از ديدگاههای متفاوت گذشت. چون موضوع اصلی آن انسان و خصوصيتهای رفتاری او و تأثير و تأثريست که در روابط متقابل اجتماعی ميپذيرد، بنابراين ويژه گی انسانی نيز در اين مقاله از جنبه های متفاوت مورد بررسی و تبيين واقع ميگردد.

 جامعه شناسی حيوانی،

 چنانچه در طول تاريخ گروهی از جامعه شناسان علاقه مند به مطالعات عميقی در زنده گی اجتماعی انسان بوده اند، گروهِ ديگری نيز از جامعه شناسان به مطالعه در زنده گی گروههای اجتماعی حيوانهايی چون: زنبورعسل، مورچه ها، گوزنها، اسبان وحشی و حشره ها پرداخته اند و در اين راه سعی داشته اند چگونه گی روابط اجتماعی را در زنده گی اين گونه حيوانها بررسی و تبيين کنند تا دريابند که چرا در زنده گی اجتماعی زنبورعسل مقررات خاصی از جهت تابعيت وجود دارد و يا چه دلايلی وجود دارد که زنبورعسل لانهء خود را درست مثل زنبورهای عسل در مليونها سال پيش ميسازد در حالی که در حيوانهای ديگر نی تابعيت مانند آن هاست و نی لانه سازی و يا بررسی اين که چرا زنده گی گروهی در گوزنها مانند زنده گی گروهی اسبان وحشی نيست. چون جامعه شناسانی که علاقه مند به مطالعه در زنده گی اجتماعی حيوانها باشند بسيار اندک بوده اند و مطالعه در زنده گی گروهی آن ها در زنده گی انسان اهميت و کاربُرد آن چنانی نداشته است، بنابراين مطالعه در جامعه شناسی حيوانی پيشرفت چندانی نکرده است.

 درست برعکس آنچه که مطالعه در جامعه شناسی انسانی اهميت داشته و در مدت کوتاه عمرش پيشرفت چشمگيری نموده است.

 چون جامعه شناسی انسانی را در مقالهء گذشته بيان نموديم، اينک زمينه های متفاوت مطالعهء آن را بيان ميکنيم.

 جامعه شناسی نظری،

 وقتی بدون ارتباط و تماس مستقيم و بودن در محيط زنده گی مردم و ندانستن روابط متقابل اجتماعی با آن ها، به مطالعهء رفتارهای اجتماعی مردم جامعه يی صِرفاً از طريق کتابها و مقاله ها، بپردازيم روش مطالعهء ما جنبهء نظری دارد و علمی را که از اين طريق در زمينه های اجتماعی کسب نموده ايم جامعه شناسی نظری گوييم.

 اين روش مطالعه مقدمه و آغازی برای مطالعهء عينی و عمليست، ولی کافی نيست، زيرا اگر راجع به جامعه يی، در زمينهء رفتارهای اجتماعی مردم آن، کتابهای گوناگونی را مورد مطالعه قرار دهيم و بعد از آن با روشهای علمی تحقيق و مشاهدهء مستقيم و عينی در آن زمينه ها، پژوهشی انجام دهيم، ملاحظه خواهيم کرد که اغلب موارد با مواردی که به طور ذهنی دريافته ايم تفاوت دارد. زيرا شناخت عينی- بررسی وضع رفتاری مردم است بدان گونه که هست، نی بدان گونه که بايد باشد و يا در گذشته بوده است. علت عمده اش نيز در اين است که اولاً، در طول تاريخ و در هر نسل با توجه به تغييرپذيری فرهنگی و اجتماعی رفتارهای اجتماعی انسان نيز ثابت و يکسان باقی نميماند و در هر نسل در تغيير است، البته شدت و ضعف اين تغيير به شدت و ضعف تغييرپذيری فرهنگی و اجتماعی بسته گی دارد.

 ثانياً، برداشت افراد از جوامع در شرايط مختلف متفاوت است، بدين جهت که در شرايط موجود از لحاظ علمی برای جامعه شناسی نظری اعتباری در حد جامعه شناسی عملی نميتوان قايل شد.

 جامعه شناسی عملی،

 اگر جامعه شناسان بعد از مطالعه های نظری در مورد جامعه يی، به عضويت فعال به حالت ديناميک گروه درآيند و در آن اجتماع به عنوان عضو فعالی پذيرفته شوند و با ايجاد رابطهء مستقيم با گروه تن به کُنش و واکُنش متقابل دهند و قادر شوند تا واقعيتهای زنده گی اجتماعی مردم آن جامعه را درک نموده و توجيه و تحليل نمايند، گوييم به مطالعهء عملی جامعه شناسی پرداخته اند. البته اين واقعيتها ممکن است برای هرکس از لحاظ نوع استدلال و استنتاج تفاوت کند ولی تفاوت آن چندان بارز و چشمگير نيست. اين نکته را نبايد فراموش کرد که جامعه شناسی نظری و عملی مکمل و لازم و ملزوم يک ديگر اند، زيرا هر شناخت ذهنی ميتواند مقدمه و آغازی برای هر تحقيق عينی باشد.

 جامعه شناسی عملی در طول قرن 19 تا 20 بيشتر مورد توجه واقع شد و پيشرفت نمود و تاکنون در شاخه های متعددی مورد تحقيق، توجيه و تحليل واقع گرديده است.

 جامعه شناسی خانواده،

 کارِ عمده اش بررسی منشأ خانواده، تحول و تغيير نظام خانواده از ابتدای زنده گی اجتماعی انسان تاکنون، اقسام خانواده، چون خانواده های پدرسالاری و يا مادرسالاری- خانواده های پدرتباری و يا مادرتباری. خانواده های پدربومی و يا مادربومی- خانواده های پدرنامی و يا مادرنامی، که شرح هر يک از انواع خانواده های فوق الذکر در بخش جامعه شناسی خانواده به تفصيل خواهد آمد.

 جامعه شناسی روستايی،

 روش اصلی مطالعه در اين زمينه عبارت است از پژوهشهايی در چگونه گی پيدايش روستاها، رشد روستا و سيستم اقتصادی حاکم بر روستا و نظام اجتماعی آن و مطالعه در زمينهء وجود روابط انسانی بين مردم روستا و معيارهای ارزش اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر روستاها و قشربنديهای اجتماعی روستاهاست.

 جامعه شناسی شهری،

 که به چگونه گی پيدايش شهرها، رشد شهرها، از لحاظ افقی و عمودی و اثرهای اين رشد بر روابط اجتماعی، انسانی مردم و عوامل جذب و يا دفع جميعت را نيز مورد مطالعه قرار ميدهد. هم چنين مطالعهء اينکه، آيا وجود کارخانه ها و مؤسسه های اجتماعی و سازمانهای فرهنگی و علمی چون دانشگاهها و مراکز تحقيقاتی و يا وزارتخانه ها و وجود خدمتهای رفاهی که از عوامل جذب جميعت هستند، اگر هر يک در شهرهای مختلف و کم توسعه يافته تأسيس گردند، بيشترين جميعت يک کشور در يک شهر بزرگ متمرکز نخواهد شد. در جامعه شناسی شهری نيز علل و عوامل پيدايش شهرها در کنار رودخانه و دره های حاصلخيز در گذشته و در زمان حال در کنار مراکز صنعتی و تجارتی مورد بحث و تحقيق قرار ميگيرد. هم چنين به مطالعهء شهرها و نوع مناسبات اجتماعی مردم قبل و بعد از صنعتی شدن ميپردازد.

 جامعه شناسی اقتصادی،

 به مطالعهء عوامل اجتماعی مؤثر در رشد اقتصادی و يا عقبنگهداشته شده گی اقتصادی ميپردازد و اثرهای اين رشد و يا عقبنگهداشته شده گی را در توليد، توزيع و از اين دو مهمتر در روابط انسانی و اجتماعی مردم مورد پژوهش قرار ميدهد. هم چنين به چگونه گی و ميزان تأثير عوامل اجتماعی مؤثر در رشد اقتصادی که عبارت اند از: آموزش و پرورش، فرهنگ، دين و خانواده که نهادهای اجتماعی سازنده يی هستند، ميپردازد. همچنين به عوامل اجتماعی، اقتصادی، سياسی و حقوقی مؤثر در توليدات اقتصادی و چگونه گی توزيع و نوع مصرف و توزيع عادلانه يا غيرعادلانه سود ناشی از توليدات اقتصادی، کارِ ديگر جامعه شناسی اقتصاديست.

 جامعه شناسی سياسی،

 کارِ جامعه شناسی سياسی بررسی عوامل اجتماعی مؤثر در انديشه های سياسی و تحولهای آن است. هم چنين به بررسی اثرهای آزادی و يا ديکتاتوری در تحول انديشه های سياسی و حرکتهای اجتماعی ميپردازد، بررسی پيدايش احزاب و نقش آن ها در تربيت سياسی مردم، حکومت و دولت رابطهء دولت و ملت نقش و مسؤوليت دولت در برابر ملت و وظيفهء ملت در برابر دولت، منشأ قدرت و حاکميت نيز کار جامعه شناسی سياسيست.

 جامعه شناسی صنعتی،

 به مطالعهء عوامل اجتماعی مؤثر در رشد يا عدم رشد صنعت و انواع جوامع صنعتی و غيرصنعتی پرداخته، روابط کارگر و کارفرما و کارکنان خدمتها در رابطه با توليد و کار روزانه، آموزش و صنعت، صنعت و خانواده، مديريت صنعتی، نوع و روش عرضهء توليدات صنعتی به بازارهای داخلی و خارجی، هم چنين بررسی عوارض جوامع صنعتی مانند، {اعتياد، الکهوليزم، ازدياد جرم و خيانت، بيکاری و کار} و بررسی رابطه بين صنعت و ضعف اخلاق و افزايش انحرافهای اجتماعی و پيةدايش مسايل اجتماعی ناشی از آن را مورد مطالعه قرار ميدهد. هم چنين بررسی اينکه هرکشوری با توجه به امکانهای اقتصادی، سياسی و اجتماعی ميتواند در صنايع به خصوصی چون {صنايع سنگين يا سُبُک} سرمايه گذاری کند و اينکه آيا سرمايه گذاری در صنايع سنگين و سُبُک ميتواند هم زمان در کشوری داير و رشد يابد، کار جامعه شناسی صنعتيست. کدام يک از لحاظ اقتصادی يا اجتماعی به صرفه تر است؛ از کدام يک، جامعه يی ميتواند بيشتر استفاده کند، يا از آن آسيب پذير گردد؛ که همهء اين موارد نيز کار جامعه شناسی صنعتيست.

 جامعه شناسی حقوقی،

 هدف عمدهء جامعه شناسی حقوقی بررسی وضع قوانين و چگونه گی اجرای آن است، مقايسهء قوانين در جوامع مختلف و احتياج به تغيير قوانين و نوع تغيير آن ها در زمانها و مکانهای متفاوت هدف ديگر جامعه شناسی حقوقيست. بررسی ضرورت تغيير قوانين به علت تغيير معيارهای ارزش اجتماعی، زيرا برخی از قوانين که هم اکنون مورد قبول مردم است، چندسال ديگر ممکن است با توجه به تغيير شرايط فرهنگی اجتماعی مورد قبول آن ها نباشد، بنابراين جامعه شناسی حقوقی نيز در جوامع در حال تحول بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد.

 جامعه شناسی آموزش و پرورش،

 به مطالعهء عوامل اجتماعی مؤثر در پيشرفت و عقبمانده گی آموزشی ميپردازد. چون آموزش و پرورشِ ايجاد دگرگونيهای مطلوب با توجه به تحولهای همان جامعه است و هدف عمده اش برآوردن احتياجهای اجتماعی آن جامعه بايد باشد. در جامعه شناسی آموزش و پرورش تأثير آموزش در خصوصيتهای اخلاقی، اجتماعی و رفتاری انسان بررسی ميگردد، هم چنين به رابطهء محيط طبيعی و اجتماعی و فرهنگی با آموزش توجه ميگردد و اين نکته را که روش آموزش شهری و روستايی بايد با يک ديگر تفاوت داشته باشد، مورد بررسی قرار ميدهد. هم چنين مسألهء سياست را که در هدفهای آموزشی تأثير بسيار دارد و اين مطلب را که کشورهايی که برنامهء آموزشی آن ها را کشورهای بيگانه تعيين ميکنند، در فقر آموزشی به سر خواهند بُرد، مورد مطالعه قرار ميدهد.

 زيرا خوب ميدانيم که اگر مسايل آموزش و پرورش جامعه يی از جنبه های اجتماعی مورد بررسی و تحقيق قرار گيرد و با جنبه های اجتماعی جوامع ديگر مقايسه گردد تا تعيين گردد که در چه درجه يی از پيشرفت قرار دارد اين گونه بررسی را مطالعهء تطبيقی در جامعه شناسی آموزش و پرورش ميگويند و يا اگر بخواهيم بدانيم که از چه راه و به چه طريق بايد اجتماع موجود را اصلاح کرد تا به پيشرفت و رفاه اجتماعی رسيد و در نهايت عدالت اجتماعی را تأمين کرد، برای اين منظور جامعه شناسی مجبور است به نهاد آموزش و پرورش از جنبه های مختلف توجه داشته باشد. بديهيست که برنامه ريزی در هر يک از زمينه ها موقعی صحيح تحقق خواهد پذيرفت که بر پايهء آموزش و پرورش صحيح متکی باشد. بديهيست که مطالعه در اين مورد و اخذ تصاميمِ مناسب در هر جامعه بر عُهدهء جامعه شناسی آموزش و پرورش است.

 جامعه شناسی اديان،

 جامعه شناسی اديان به مطالعه و بررسی مبدأ و منشای اديان در جهان، از آغاز تاکنون ميپردازد. مطالعهء تطبيقی در اديان مختلف در طول تاريخ بر عُهدهء جامعه شناسی اديان است. هم چنين به بررسی و مطالعه در زمينهء نياز انسان و جامعه به دين، تأثير دين در جامعه و تحولهای اجتماعی، تأثير دين در اخلاق و خصوصيتهای اخلاقی و معنويت در جوامع انسانی ميپردازد. هم چنين مطالعه در انواع اديان و شناخت اديان رسمی از غيررسمی در طول تاريخ، کار عمدهء تاريخ اديان و جامعه شناسی اديان است.

 جامعه شناسی معرفتی،

 جامعه شناسی معرفتی در زمينهء آگاهی و شناخت انسان در طول تاريخ و مقايسهء پيشرفتهای فکری و ايديالوژيکی مردم جامعه و سير تحول انديشه های اجتماعی و متفکران اجتماعی و به مطالعه و بررسی ميپردازد. هم چنين نقش متفکران اجتماعی را در تحول و ساخت جامعه و آگاهی مردم نسبت به تحولهای اجتماعی را مورد مطالعه قرار ميدهد.

 جامعه شناسی هنر،

 تأثير عوامل اجتماعی در پيشرفت هنر، سير تحول هنر از ديدگاههای مختلف و در زمينه های متفاوت، کار جامعه شناسی هنر است. هم چنين تأثير هنر در اجتماع و تحقيق در زمينهء ارايهء هنرهای خاص در جوامع خاص و نياز جامعه به هنرهای مطلوب انسان، کارهای هنری و انواع هنر نيز بر عُهدهء جامعه شناسی هنر است.

 جامعه شناسی انحرافهای اجتماعی (جُرم شناسی)،

 به مطالعه و بررسی علل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و تربيتی در کجرويهای اجتماعی و ارتکاب جرايم و بی بند و باريهای اجتماعی ميپردازد. هم چنين در اين شاخه از جامعه شناسی سعی ميشود که دريابند ريشه ها و منشای جرايم در کدام يک از جنبه های زنده گی اجتماعی انسان وجود دارد و يا دريابد که جرم چيست و مجرم کيست. ضمن شناخت علل و عوامل انحرافهای اجتماعی به اثرها و عوارض روانی و اجتماعی ناشی از انحرافها توجه ميکند و در نهايت سعی دارد ضمن شناخت علل، عوارض و اثرهای کجروی راه حلهای مناسب جهت کاهش و از بين بُردن کجرويهای اجتماعی را به منظور بهبود اوضاع اجتماعی بيان کند. هم چنين رابطهء فقر و بيسوادی و تأثير هر يک در انحرافهای اجتماعی و سرايت بيماريهای اجتماعی را مورد مطالعه و تحقيق قرار ميدهد.

 واژه نامه،

 استنتاج: گرفتن نتيجه از بيان مطلبی- به نتيجه آوردن.

انحرافهای اجتماعی: دُورشدن از معيارهای ارزش اخلاقی، مذهبی، فرهنگی و اجتماعی حاکم بر جامعه.

تحليل: بيان علمی مطالب- حل کردن.

توجيه: بيان مطالب علمی به صورتی که دربارهء آن مطالب خوب توضيح داده شود، نيکو بيان کردن مطالب برای درک بهتر آن ها.

سرايت اجتماعی: تأثير گذاشتن يک پديدهء اجتماعی در پديده های اجتماعی ديگر مانند بيماريها و انحرافهای اجتماعی که اگر در جامعه گسترش يابند ديگران نيز بدان مبتلا ميشوند.

عدالت اجتماعی: برقراری شرايط و ضوابطی در جامعه که همهء مردم از آن به طور يکسان و يک نواخت برخوردار گردند- برقراری تساوی حقوق اجتماعی برای همهء مردم.

فقر آموزش: پايين بودن سطح و ميزان آموزش عمومی و تخصصی برای بيشترين مردم در يک جامعه.

مطالعهء تطبيقی: دو پديدهء اجتماعی را با هم و در مقام مقايسه مورد مطالعه قراردادن.

معرفت: شناختن هر چيزی را به طور اعم و اخص گويند. شناخت- علم و دانش نسبت به هر مکتب يا مسلکی را گويند.

 

ادامه دارد!

 

www.jawananebedaar.nl