جوانان بیدار

 

سليمان راوش

اگر بینی که نابینا و چاه است

اگر خاموش بنشینی گناه است

                                                             سعدی شیرازی

 

روزه از سوی الله تعالی فرض نگردیده است

 

هرگاه انسان معتقد به باوری، عقیده يی و یا اندیشه يی میگردد، ولی از تاریخ، چگونه گی و چرایی انجام دستورها و فرایض باوری و یا اندیشه گی خود آگاه نباشد، به نابینایِ مادرزادِ میماند که رنگها را بدون آنکه تشخیص داده بتواند، که سرخ چیست و سبز کدام است، فقط در نام میداند و میشناسد.

یا، اگر کسی در برابر خدا به نیایش می ایستد ولی نمیداند که خدا کیست؟ بدون شک  نیایش و ستایش او از خدا، خدا را خوش نیاید. زیرا او بدون آنکه با عقل و خرد خدا را بشناسد، به تقلید  و یا هم، تحمیل و یا شاید هم در اثر نهایت بیچاره گی و درمانده گی و بی پناهی و بی تکیه گاهی، به نماز نیایش و پرستش خدا بایستد. این خدایی که او در اثر بیچاره گی به نیایش او میپردازد (خدایِ شنیده گی) اوست که در اثر درمانده گی نی زبان ستایش بل که در حقیقت دست نیاز به سوی او بلند نموده است تا چارهء بیچاره گی خویش را نموده باشد. این شیوهء عبادت را نی خدا میستاید و نی مردم آگاه از خدا.

اما هرگاه انسان از روی آگاهی و فهم و خرد کاری را بنا به دستور آن اندیشه و باوری که قبول نموده انجام بدهد، اگر خداپرستانه باشد و به منفعت انسان و انسانیت، بدون شک خداوند بزرگ از کارِ آگاهانهء یک چنین آفریدهء خویش خشنود میگردد و ستایش و نیايش او را به درگاهِ خود میپذیرد.

یکی از این کارکردهای آگاهانه که طرف قبول خدا واقع گردید و آن را خود نیز ستایش کرد و از سوی ادیان دیگر نیز تأیید شده و این عمل را وارد ادیان خویش نیز نمودند، (روزه) است.

روزه گرفتن حکم خدا نبوده است، بل که یکی از آفریده های او به نام (طهمورث) که از جمله شاهان پیشدادی بلخی میباشد، بنابر ضرورت اوضاع اجتماعی و وضع اقتصادی مردمان آن روزگار تصمیم میگیرد کیش را به نام(روزه) ایجاد نماید و مردمان را مکلف به اجرا و قبول آن بسازد. البته این کیش و اجرای آن شامل تمام اقشار جامعه نمیشده است.

این بحثیست که این قلم در تحقیقی که روی ادبیات دورهء میترایی کشورِمان به عمل آورده ام، مفصلاً در کتاب دوم "نام و ننگ" بیان گردیده است. که مختصر آن را این جا نقل مینمایم:

 

. . .  روزه، یکی از یادگارهای دورهء میترایی:

 

یکی دیگر از نشانه های دورهء میترایی به ویژه از عصر طهمورث، که تا به امروز در ادیان مختلف از جمله در اسلام رعایت و تجلیل از آن به مثابهء فرض دینی به شمار می آید، همانا روزه گرفتن است. طبق تمام روایتهای تاریخی روزه گرفتن آیینی بوده، که طهمورث آن را به یادگار گذاشته است. حضرت فردوسی در شاهنامه، وقتی از روزگار سلطنتِ طهمورث و دستاوردهای او یاد مینماید، در موردِ کیشِ روزه در عصر او میفرماید:

 

هـمه روز بسته ز خوردن دولب - به پیش جهاندار بر پای شب

چنان پُردل هرکسی بود دوست - نــــماز شب و روزه آیین اوست. "1"

 

--------------------------------------------------------

19– کتاب پیشین، شاهنامهء فردوسی، طهمورث، ص 11

 

ملاحظه میشود که حتی نماز شب (خفتن) هم یکی از اصول دینی میترایی بوده است، که به وسیلهء طهمورث به مردمان پیغام داده شده است. در مورد این که روزه گرفتن یکی از دستورهای آیین میترایی بوده و در دورهء طهمورث به وجود آمده ابن اثیر هم در تاریخ کامل مینویسد:

«. . . در آن روزگار بود که مردم روزه را شناختند و روزه گرفتند. انگیزهء آن چنین بود که گروهی از مردمان بینوا در تنگنای خوراک افتادند و از روی ناچاری، روزها از خوردن دست بداشتند و شبها به خوردن پرداختند. آن گاه این را باور خود انگاشتند و مایهء نزدیکی به خدا پنداشتند. پس از آن دینها این کار را واجب کردند. » 1

 

-------------------------------------------------------

1– کتاب پیشین، تاریخ کامل، ابن اثیر، ج1، ص 65

 

ابن اثیر در گزارش خود ضمن تأيید این که روزه یکی از اصول آیین میتراییست و به وسیلهء طهمورث پیغام داده شده است، که در این صورت ادعای اسلام را مبنی بر این که این فرض از سوی الله تعالی میباشد نفی میشود. یعنی این فرض بازتاب اندیشهء آسمانی نیست، بل که ناشی از دانش و بینش انسان بوده و انسانیست. چنان که به صراحت مینویسد که: «پس از آن دینها این کار را واجب ساختند» پس چنین معلوم میشود، روزه هیچ گونه ربطی به اسلام ندارد و اسلام این فریضه را از آیین میترایی برگرفته است و بر آن اضافه های غیرِموجه علاوه نموده است.

از گزارش حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده، چنین برمی آید که الله تعالی را این آیین خوش آمـد و به بنده گان خود دستور اجرای آن را داد.

حمدالله مستوفی مینویسد:

 

«آیین روزه داشتن در عهد او (طهمورث) پدید شد، جهت آنکه قحطی عظیم اتفاق افتاده بود. دهسال متواتر بماند، هرچه زرع کردند برنرست و تخم نیز تلف شد. مردم دست از زرع بازداشتند. رزق، بنی آدم را وفا نمیکرد و ضعفا از گرسنه گی هلاک میشدند.شخصی [ابواداسف] نام، پیشوای جمع درویشان بود. ایشان به روزه کسب فرمود کردن و از خوردن منع کرد و به شب از آن کسب سد رمقی میساختند. آن قوم را در توریة نام مسطور است. ایشان را کلدانیان خوانند. طهمورث به متابعت ایشان حکم کرد که هرکه را دستگاه پیش باشد، غذا خوردن به روزی، یک نوبت قناعت کند و یک نوبت به درویشان دهد تا همه را کافی باشد و این آيینی شد. هرکه خواستی که به حق تعالی تقرب نماید، روزه داشتی و غذای یک نوبت به درویش دادی.

شیخ سعدی شیرازی مناسب این معنا گفته است:

 

مسلم کسی را بود روزه داشـــت – که درمانده يی را دهد نان چاشـــــت

و گرنه چه حاجت که زحمت بری – زخود بازگیری و هم خود خوری

 

حق سبحانه تعالی این قاعده را پسندیده داشت. چون پیغمبران را [علیهم سلام] فرستاد در ادیان روزه فرض گردانید. . . طهمورث هیچ کس را در کار دین متعرض نبود و گفتی هرکس هر دین که دارد خواهد نگاهدارد.»1

 

---------------------------------------

1– حمدالله مستوفی، حمدالله بن ابی بکر، تاریخ گزیده، به اهتمام داکتر عبدالحسین نوائی چاپ چهارم، چاپخانهء سپهر، تهران سال 1381، ص 79– 80

 

چیزِ دیگری که در گزارش حمدالله مستوفی توجه را جلب مینماید. . . این است، که آیهء 6 سورهء کافرون:{لَکُم دینکُمُ ولی دین} نیز از خط فکری طهمورث است. اسلام وقتی میخواسته پس از قتل و کشتارهای بسیار از جزیرةالعرب یک واحد سیاسی بسازد، به اندیشهء آشتی با ادیان دیگر می برآید و شاید به کمک سلمان فارس اساسات آیینی و شیوه های کاری متکی به خرد و دانش را از بزرگان کشورِما در تاریخ به عاریت میگیرد . . . زیرا که طهمورت در هزاران سال پیش از محمد پیغمبر اسلام، این {لَکُم دینکُمُ ولی دین} را شعار قرار داده و گفته بود که: {هرکس هر دین که دارد خواهد نگاهدارد}. بدین گونه ملاحظه میشود که اصول میترایی و شاخصه های آن در برگهای سالم از جریانهای فکری و ادیان در همهء زمانه ها تسجیل گردیده است. . .» 1

 

---------------------------------------

1- سلیمان راوش، نام و ننگ (تولد دوبارهء خراسان کهن در هزارهء نو) کتاب دوم، دورهء میترایی، ص 130

 

گرچه که این لَکُم دینکُمُ ولی دین امروز از سوی پیروان حضرت محمد مراعات نمیشود و این آیهء قرآن از سوی شیخکان اسلام منتفی شده است. این بحث دیگریست.

به هرحال، بدین گونه ملاحظه میشود که کیش روزه چکیدهء اندیشهء خدا نیست، بل که نبوغ انسان آن را برای رفاهیت جامعه ابداع کرده است. پس از آن بوده که دیگر ادیان از جمله اسلام آن را با اضافات ملایی و نابه هنجار از جملهء فرایض دینی خود قلمداد نمود. ارتباط کیش روزه به آیین عرب همان ترفندیست که از 1400 سال بدین سو اعراب بادیه نشین با تهدید شمشیر خواسته است که همهء جوامع غیرِعرب را جاهل نشان دهد و وانمود بدارند که گویا این اعراب مسلمان بوده اند که برای مردمان جهان فرهنگ و مدنیت آورده اند. به همین خاطر است که نمیگذارند که واقعیتهای تاریخ آشکار شود و بیان هر واقعیت و حقیقتی را به شلاق تکفیرمیبندند. درحالی که واقعیت این است که اعراب مسلمان که جز قتل و کشتار و غارت چیزی را نمیدانستند در کشورهای مانند مصر و پارس و خراسان، هند و ماوراءالهنر بوده که خود از وحشیگری وارد حوزهء تربیهء انسانی گردیده اند و تربیت یافته اند. این مردمان خراسان و دیگر کشورهای متمدن جهان بوده که به آن ها راه و رسم دین آموختانده اند و برای شان دین ساخته اند. . . .

هم چنان،زمانی که کتاب سوم نام و ننگ را زیر عنوان (دورهء اهورایی) مینوشتم عین موضوع را یعنی کیش روزه را در آیین مانی یافتم که حدوداً هزاروچند صدسال پیش از اسلام این آیین کیش روزه و ذکات و نماز  و طواف را از واجبات دینی خود شمرده بوده (همان پنج بنای مسلمانی).

تنها در طواف است، که اعراب حج را برای منافع خود مختص قرار داده در حالی که آیین مانی طواف جهان را برای غنای اندیشه و دانش مردمان از واجبات قرار میدهد؛ در کتاب سوم نام و ننگ (دورهء اهورایی) در استناد بر منابع تاریخی نوشته شده است که:

 روزه در آیین مانی:

 در رابطه به روزها و ساعتهای روزه در آیین مانی ابن ندیم مینویسد:

«اما روزه: هنگامی که آفتاب به برج قوس درآید و ماه یک پارچه نور گردد، باید دو روز، روزه گیرند بی آنکه افطار کنند و هنگامی که ماه نو رؤیت شود، دو روز باید روزه گیرند و در میان آن افطار نکنند و سپس، همین که ماه نو سر زد و آفتاب در برج دلو بود، پس از گذشتن هشت روز، باید سی روز، روزه گیرند و در غروب هر روز افطار کنند.

روزهای یکشنبه را همهء مانویان و روزهای دوشنبه را خواص مانویان، با مردمانی گرامی دارند.» 1

 

---------------------------------------

1– همان جا، ص 593 – 594

 

ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه هم چنان مانند ابن ندیم در الفهرست کُلیترین اصول آیین مانی را در رابطه به پاکی و پاکیزه گی و خداپرستی بیان نموده، مینویسد:

«. . . مانی. . . ذبح حیوانها و ایذاء (اذیت) آتش و آب و نباتها را حرام نموده و قواعد و نوامیسی وضع کرده که صدیقون که ابرار و زهاد مانویه اند، برخود فرض و واجب میدانند و این نوامیس و قوانین از این قبیل است: ایثار درویشی و قلع و قمع حرص و شهوت و کنارگیری از دنیا و زهد در جهان و اتصال روزه به روزهء دیگر و صدقه در حدود توانایی و جز قوت یک روز نگذاشتن، پس انداختن چیزی حرام است و ترک مجامعت و پیوسته در طواف جهان گردیدن و رسوم دیگری بر سماعان یعنی اتباع و پیروان خود واجب کرده است از قبیل تصدق به ده یک دارایی و روزهء هفت یک عمر و اقتصار بر یک زن  و مواسات با زهاد و ابرار و رفع پریشانی و بیچاره گی آنان.» 1

 

-------------------------------------

1– ابوریحان بیرونی، آثارالباقیه، ترجمهء اکبر دنا سرشت،چاپ چهارم ،1377 ص 308} 1

 

-------------------------------------

1– سلیمان راوش، نام ننگ کتاب سوم، دورهء اهورایی ص 145

 

از این جاست که باید تاریخ اجتماعی فرهنگی و باوری خویش را نوشت و آشکار گردانید، که ما از عرب علم و ادب و آیین نیاموخته ایم، بل که این عرب است، که معنویت ما را به نام خود ثبت نموده و خود فروخته گانِ دون مایه نیز صدهاسال است که با کمال بیغیرتی و بیننگی از یادآوری داشته های خویش انکار و شرم مینمایند و همه را به نام عرب مسلمان دُهل میزنند. اگر از بدیها منع میکنند به نام این که فلان ابن فلان عرب گفته که این نکن و آن بکن و اگر حلال را از حرام بر میشمارند باز هم از چندتا عرب مسلمان نقل میکنند که فلان ابن فلان و حضرت گفته که این حرام است و آن حلال. در حالی که همه پند و حکمت را از پیشوایان مرز و بوم خویش دارند و اعراب مسلمان همهء این داشته ها را غدارانه دزدی نموده و به نام خویش ثبت کرده اند.

بنابراین روزه یک امری انسانی بوده و فقط بر کسی واجب است که خوراک سه وقت را داشته باشد. در این صورت از خوردن دو وقت آن پرهیز نماید و خوراک آن دو وقت خویش را باید به فقرا بدهند. تا آن ها غدایی یک وقت را پیدا نمایند. در این صورت فقرا که نان خوردن یک وقت راندارند، چگونه میتوانند روزه بالای آن ها فرض گردد.

 

      

 

روزه در جوامع اولیه و امروز هم در جوامع فقیر مانند افغانستان که در شرایط روزگاران ماقبل تاریخ زنده گی مینمایند، نوع کمک اقتصادی و عاطفی برای کسانی به شمار می آید که غذا ی خوردن یک وقت را ندارند و از گرسنه گی علف میخورند. کسانی که دو وقت غذای یک شبانه روز خویش را تقسیم نمیکنند و روزه میگیرند، این کسان منافقان اند که قرنهاست که هم خالق را فریب داده اند و هم خلق او را و نیز هر اضافهء دیگری در مورد روزه، ترفندهای ملاییست.

خرد یار و مددگار همه.

یادداشت:

 این مطالب از جلد دوم و سوم کتاب "نام ننگ" تألیف این قلم برداشته شده است. البته برای نشر در سایتها برخی از تفاصیل را چنان که در کتب اول و دوم است سانسور نموده ام، به خاطر این که مبادا دبیران محترم سایتها و یا دیگر نشرات از سوی ندافان دین پناه (پخته پرانک) شوند.

 

 

 

www.jawananebedaar.nl