|
انفجارِ حيات پاسخ پرسش بزرگ بشریت، نی در آسمان، که در اعماق زمین
نوشتهء: و. مسعود بهنود، این حادثه ييست به بزرگی علم، به بزرگی شعور آدمی، به بزرگی خواستن برای دانستن. امروز ساعت ده و نیم به وقت اروپای مرکزی، بشر گامی بزرگ برداشت برای نزدیک شدن به پاسخ مادر. پاسخ به پرسشی ازلی: از کجا آمده ام، آمدنم بهرچه بود؟ هیچ نتوان گفت از هیجان این لحظه. انگار ملیاردها سال و ملیونها ملیارد انسان که از درون وجودِ شان این سوال برآمده بود، که کی و از کجا آمده ایم، دعوت داشتند برای تماشا. اگر از اولیا بودند یا از عارفان، از اهل علم یا از طایفهء کلام؛ اگر مردمانی ساده بودند یا فیلسوفانی خردمند، اصلاً شاعرانی بودند که میتوانستند عطشهای بشری را در کلماتی مختصر کنند. چنان که خبر رسید، ذره در تونل به گردش افتاد، انگار هر که و از هر کجا، بگو هر گوشهء تاریخ دانايی به تماشا زنده شده، این جا نی به تايید نظر حل معما میکنند، نی عارف از پرتو می راز نهانی میداند، بل که علم و تجربه است و گروهی دانشمندان ساده پیراهن از شلوار جین به در آمده، با کفشی راحتی، نی تبختری علمی در آن ها، و نی قائل به فضلیتی برای خود. اما من فارسی زبان بایدم گفت، دامن همت به کمر زده اند. که این خود تصویر انسان پیشینی است که اگر میخواست حرکتی کند باید همتی میکرد و اول دامن قبا و عبا را به شال کمر میبست و پشت گیوه را هم بر میکشید ورنه گرفتار همان لخ لخ باستانی مانده بود. اما ساخته است انسان، چه ساختنی. در تونلی 27 کیلومتری زیر مرز سویس و فرانسه دههزار بل که بیشتر، دانشی مردمان امکان این یافته اند که هر کدام گوشه يی از نظم جادويی را گرفته و تافته اند و بافته اند. مهم این است، که ننشسته اند بر لب جو به تماشای گذر عمر و قناعت نکرده اند به تماشا. بل که برخاسته اند، رفته اند و پنجسال گفته اند و گفته اند. ساخته اند و بازساخته اند. نی قصدشان ساخت موشکی بوده و نی ماهواره يی، نی تجارتی. بل که ساختن ماشینی که سوالی فلسفی را پاسخ گوید. سوالی که از عرفان برآمده به فلسفه، از آن جا به فیزیک و دیگر بگیر و برو. همه علوم حاضر دست در دست و چند هزار این سو و آن سوی جهان در کار. انترنيت در لحظهء نامه رسان آن ها و چه نظمی و چه هماهنگ زیستن و ساختنی. و چه آهنگی. پیشنهادم و پیشنهاد مؤکدم این است که همان کنید که من به سفارش ابراهیم گلستان کردم که در بستر بیماری شنیده بود برنامهء چهارم رادیو بی بی سی را و از آن جا لینکها را دنبال کردم تا شمه يی یا بهتر بگویم پرتوی از آن چه کرده اند به مشامم برسد. تا ضایع نکرده باشیم حق گذشته گان را، بایدمان گفت ماشین ذره و این جستجوگر ازل، به دنبال خط ذهنی استفن ها و کینز میخواهد به راز و رمز آن لحظه يی پی ببرد که حافظ ناشینده پند چنین ساده و مختصرش کرده است:
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد، عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد.
www.jawananebedaar.nl
|