جوانان بیدار

هفت ملا

 

سرودهء بکرِ ن. صادق،

 

خدايا رحم کن بر حالِ زارم

وطن گم کردهء بی روزگارم

 

پدر از راکتِ جنبش شهيد شد

به مادر رحم نکرد شورای نظارم

 

به هرسو پارچه های جسمِ انسان

ز توپ و تانکِ دزدانِ قرارم

 

يکی وحدت به خويشتن نام بگذاشت

بداد سوگند که قتل است کار و بارم

 

دگر حزبِ ز اسلامی به پا کرد

شعارش خواند که انسان است شکارم

 

يکی مکتب به نامِ جنبش آورد

بداد فرمان، گليم جم* از ديارم

 

دگر جميعتی را زيرِ خاک بُرد

به خود باليد که رونق يافت بازارم

 

به تاريخ کس نخواند و هم نديده

چنين ظلمِ ملايان بر ديارم

 

چنان بيداد کرد جميعتِ ريش

فرار ترجيح دادم، بر قرارم

 

وطن ترک کردم و آواره گشتم

چو تنگ اُفتاد از ظلم روزگارم

 

بسوخت کابل به ميهن آتش اُفتاد

ز خشمِ دشمنِ خلق و ديارم

 

چمن آتش گرفت، هم باغ و تاکم

به فرمانِ عدو آن خصمِ پارم

 

نتانيم** سربلند ديدن به کس ما

ز کردارِ هفت ملا در ديارم

 

به قرآن کی نوشتند، آتش افگن

بدان خانه که مؤمن است و يارم

 

اگر ايمان همين کُشت است و اين خون

برادر من شک و ترديد دارم

 

به مليون هموطن در خاک و خون رفت

کسی نامد*** بپرسد حالِ زارم

 

ز مکه تا به نيويارک و به لندن

به پوزخند گفتند، کاری ندارم

 

همه قفلِ سکوت بر لب نهادند

که گويا هيچ جنجالی ندارم

 

ز يک تک انفجار در غربِ دوردست

ملخوار ريختند بر بام و ديوارم

 

وطن شد آشيانِ دهشت افگن

که خشتِ لانه هاش از غرب دارم

 

به پا شد قصرها از خونِ مردم

ز خون رونق گرفت هم کار و بارم

 

کجا بودند اين قومِ "حافظِ صلح"

در آن سالها که خون رفت جويبارم

 

کنون امريکن و انگليس و جرمن

بدُزدند همچو روس هرچه که دارم

 

ز بزهای طلايی شبرغان

و يا شيرانِ دربانِ حصارم

 

برند يورش به آی خانم و خمچان

به يغما ميبرند سنگِ مزارم

 

وطن بُز شد، اهريمنان بزکش

ز غرب و شرق چاپ انداز دارم

 

بيا بنويس ز احوالم کتابی

که پند باشد به نسلِ ماندگارم

 

خدايا اين چه انصاف است که داری؟

ديگر من تابِ اين ظلمت ندارم.

 

*  *  *  *  *  *

*- جم (جمع)؛

**- نتانيم (نتوانيم)؛

***- نامد (نيامد).

 

 

 

 

www.jawananebedaar.nl