|
فقر ارسالی: عزيز کاکر
با وجود حاکميت غول سرمایه درجهان، میزان مرگ و میر انسانها- به ويژه کودکان که بر اثر گرسنه گی، آغشته گی به بیماریهای اسهال، ملاریا، سرخکان و. . . افزونی مييابد. شمارِ زيادِ نفوس انسانها در کرهء خاکی آشوبزدهء ما، یعنی در حدود «850 ملیون» انسان رنج زنده گی شباروزیِ همراه با فقرِ مطلق را حمل ميکنند. به عبارهء دگر، (از هر هفت انسان، يکی آن با گرسنه گی، بی دوايی و محروم از خدمتهای صحی و در حالت بين مرگ و زنده گی، ميزييند.) شمار فقرا که در بالا ذکر شد، به اثر وابسته گيهای اقتصادی- سياسی دولتهای آن ها به سرمايه داری جهانی، همراه با روزافزونی انواع بیماریهای مزمن، بیسوادی و نااميدی از آیندهء مرفه، بيشتر گرديده، روزانه هزاران انسانِ محروم از ابتدايی ترين حقوق و آزاديها، آرزوهای شان را به گور ميبرند. نهادهای سرمایه داری جهانی با پيشگيری سياستهای اشغالگرانه، در عرصه های نظامی، سياسی، اجتماعی و اقتصادی بر کشورهای حاشيه يی در جهان به میزانِ فقر و گرسنه گی، اعتیاد به موادمخدر و دامن زدنِ و تشديد مخالفتهای اتنيکی- مذهبی و دهها آشوبِ ديگر می افزایند. چنانکه سرعتِ گسترش فقر و بیکاری را ميتوان در کشور حاشيه يی خودمان (افغانستان) نیز- با سرعت هرچه بیشتر تفاوت ميان ثروتمندان و خلقهای محروم و فقير به خوبی مثال داد. در حالی که سرمایه داری جهانی در همدستی نهادهای خدمتگذارش در افغانستان حکروايی دارند، فشارهای کشندهء فقر و بدبختی به طور گسترده زنده گی همهء اقشار زحمتکش جامعهء ما، به خصوص کودکان را با استثمار و بهره کشی از آنان، تهديد نموده، شیرازهء خانواده ها را در هم شکسته میشکند. در جهان امروز، بیش از «200 ملیون» کودک میباید نيروی کار خود را به فروش برسانند، تا بتوانند خرج خانوادهء خود را تأمین نمایند. کارهايی که این کودکان انجام میدهند، اغلباً کارها و پيشه هايی اند که در کنوانسیون جهانی حقوق بشر نی تنها برای کودکان بل که برای بزرگسالان مضر تشخیص داده شده اند. آن ها، اکثراً در مزارع قهوه، دستگاههای فرشبافی يا قالينبافی، دستگاههای مختلف توليدی و . . . کار و توليد میکنند. در مقابل، صاحبانِ وسايل توليد (دستگاهها و يا اراضی) و سرمایه داران- حاصل توليد آن ها را با صدها برابر افزودی نسبت به دستمزدی که به کودکان ميپردازند، غرض فروش و کسب بيشتر سرمايه به بازار عرضه ميکنند. در اين جا ميخواهم، به طور نمونه از سودی که مربوط به فروش قهوه و نصیب صاحبان مزارع قهوه و سرمایه داران میشود ياد نمايم؛ اين سود رقميست حدود «شش ملیارد دالر» که بعد از جمع آوری و پروسس قهوه در يک دَور حاصلدهی آن کمايی مينمايند. بايد تذکر داد، که با مصرف همين پول به دست آمده میتوان شرايط آموزش و تحصيل حداقل ابتدايی را برای تمامی این «دوصد ملیون» کودکی را که در نقاط مختلف جهان استثمار میشوند، تأمین کرد. اما با تأسف، همین مبلغی که برای چنین طرح بزرگی (تأمين شرايط آموزش کودکان) کافی میباشد، کمتر از مبلغيست که در ايالات متحدهء امریکا- برای تهيهء لوازم آرایش پرداخت میشود. در حالی که اگر به وضعيت فلاکتبارِ بيشمار زنانی که به علت فقر و تنگدستی قادر نیستند از زایمان طبیعی برخوردار باشند، نظر بيفگنيم، ميبينيم که آنان در هنگام زایمان تن به سلامت نبرده و کودکان شان به علت عدم توانايی اقتصادی خانواده و عدم رسيده گيهای لازمی اجتماعی- صحی (حمايهء طفل و مادر) قدرتمندان و حاکمان سرنوشت شان، یا به بیماریهای مزمن دچار میگردند و یا تا سنین «پنجساله گی» يگانه انتخاب ممکن سرنوشت- يعنی مرگ را استقبال ميکنند. عدم دسترسی به وسايل و امکانهای پیشرفتهء پزشکی در کشورهای فقیر جهان موجب میشود که سالانه «سی هزار» زن در زمان وضع حمل و یا در دوران بارداری بمیرند. کودکانی که این زنان در شکم داشته اند- یا میمیرند و یا به خیل کودکان بی سرپرستی اضافه میشوند که به دستهء «فقرای جهان» میپیوندند. در افغانستان از هر «هزار» زنی که طفلی به دنیا می آورند، «بيست نفر» آن میمیرند؛ در هندوستان مرگ و میر کودکان و ز نان زبانزد خاص و عام است. روزانه «24000 نفر» کودک در کشورهای درحال رشد میمیرند. یک- سوم این کودکان کمتر از پنجسال دارند و «ده درصد» همهء کودکان در این کشورها قبل از پنجساله گی میمیرند. تنها «ده درصد» این کودکان در اثر بروز جنگهايی که توسط کشورهای غارتگر ایجاد میشوند، تلف میشوند؛ متباقیِ آنان یعنی «نود درصد» این کودکان از گرسنه گی میمیرند، چون که این خانواده ها در یک فقر مطلق به سر ميبرند. افزون بر گرسنه گی، روزانه «دهها هزار» نفر به خاطر سکتهء قلبی و یا مغزی و یا بیماریهای مختلف از ادامهء زنده گی طبیعی محروم ميشوند؛ در کشورهای فقیر افریقايی و یا کشورهای جنوب و جنوبشرقی آسیا و یا کشورهای امریکای جنوبی زنان به خاطر تأمین مخارج زنده گی شان با مردانی که آغشته به بیماریهای ایدس؛ سیفیلیس و. . . میباشند، همخوابه گی میکنند و خود و خانوادهء خود را آغشته به بیماری لاعلاجی مینمایند که نی تنها در کشورهای "پیشرفته" قابل درمان نیستند بل که در برخی از کشورهای فقیر حتی به عنوان بیماری هم شناخته نمیشوند. جوامع «پيشرفته»، با راه اندازی امواج تبلیغی به اصطلاح خودشان «انساندوستانه» (!)، مدعی اند که از ميزان فقرا در جهان کاسته ميشود؛ چنانکه قرار بود، از سال 2002 تا سال 2015 میزان 850 ملیونیِ لشکر گرسنه گانِ جهان به نصف تقلیل یابد؛ اما، واقعیت این است که نی تنها این آمار بعد از مدت چهارسال کاهش نيافته، بل که سالانه دوملیون گرسنهء دگر بر اين شمار افزوده ميشود؛ نی تنها مردم بیشتر در فقر غرق شده اند، بل که کشورهای شان بیشتر از پیش قرضدار بانک جهانی گردیده اند. این مطلب را "آقای زیگلر"در گزارش ویژهء سازمان ملل متحد اعلام نمود. وی یادآور شده که به علت كاهش كمک كشورهای صنعتی، سازمان تغذيهء جهانی ناچار شد سهميهء مواد غذايی گرسنه گان سودان را «پنجاه درصد» كاهش دهد، كه در نتيجهء اين تصميم، سهميهء مواد غذايی روزانهء قحطی زده گانِ اين كشور از «۲۱۰۰ كالوری به ۱۰۵۰ كالوری» كاهش کسب نمود. وی که مسؤولیت سازمان تغذيهء جهانی را به عهده دارد، فاش کرده که از میزان درخواست کمک به گرسنه گان سودان که مقدار «746 ملیون دالر» تعیین شده بود و کشورهای صنعتی قول پرداخت آن را داده بودند، تنها «238 ملیون دالر» دريافت گرديده است. این بدان معناست که تنها یک سوم مبلغ تخمینی دریافت شده است و به زبان دیگر از هر سه نفر تنها یک نفر میتواند از این کمک استفاده نماید. این در حاليست که طبق آمار منتشر شده، بودجهء نظامی کشورهايی مثل امریکا، چین، روسیه، اسراييل و کشورهای اروپايی و سرمايه داری جهان صدها ملیارد دالر بوده و نشاندهندهء اين امر است که آن ها با تخصيص هنگفت بودجه های نظامی شان نی تنها قدمی برای کاستن فشار فقر در جهان برنمیدارند، بل که با ایجاد جنگهای خانمانسوز، دستاورهای ملی کشورهای در حال توسعه را نیز نابود و آنان را هرچه بیشتر به خود وابسته مینمایند.
www.jawananebedaar.nl
|