|
سروده يی از شاعرِ فرهيخته، نقيب صادق، عدالت
بگذريم و ببخشيم، گناه است. نگذريم نبخشيم، چه راه است؟ با خونِ ملتم، طهارت کرد؛ بر پشته يی از کشته ها، کوران سيه دل را نماز داد.
جانش نگير، که راحت ميشود. پايش ببند، عدالت ميشود! در قفسهء آهنين ترازوی شهر، بگذار، که بر روی چرم سگش، آسيبديدهء مظلوم، از دردِ جانکاه و از کينهء عميق، يک بلغمِ غليظ، نثارش کند.
www.jawananebedaar.nl
|