درخواست همکاری با خانم شکریه، زن شجاعيی

 که خود و چهار فرزندش را از چنگال شوهرِ ستمگرش نجات داده است

 

ليزا سروش، قعالِ حقوق بشر

 

 

زنده گی زیرِ بار خشونت!

زنان درافغانستان، همیشه از جمع قربانیان حوادث اند. رسم، سنت و روش مردان زن ستیز همواره زنده گی زنان افغانستان را در معرض خطر قرار داده و سرانجام، اکثر واقعات ناگوار را در پی داشته و زن را اسیر و دستخوش مناسبات نابرابر و منازعات خانواده گی کرده است.

ناهمگونی روندهای اجتماعی- سیاسی، فرهنگِ ترقیزدایی و مناسبات عقبماندهء اجتماعی، که حلقات تجددخواهانه و برابرطلبانه را سرکوب کرده، یک واقعیت انکارناپذیر و عیان جامعهء افغانستان میباشد. بارزترین تناقض اجتماعی- فرهنگی امروز جامعهء افغانی عبارت از تجدید قوانین و سنتهای پوسیده، به نام تطبیق اسلام و شرعیت اسلامی میباشد.

در این تناقض، تضاد شدید میان واقعيت اصلی زنده گی زن افغان و سیمای بیرونی آن هویدا میگردد، که  ریشه در فکتور فرهنگی جامعه، یعنی ستم بالای زنان دارد.

یکی از این ستمدیده گان خانم شکریه است. شکریه مادرِ چهار فرزند- دو پسر و یک دختر- میباشد. این زن در آوان کودکی پدر خود را از دست داده و توسط پدر اندرش با یک مرد فاسد و به قول خودش جنایتکار، معتاد به مخدرات، عیاش، قاتل و آدمرُبا به عقد درآورده شد.

شکریه مدت 17 سال عمرش را با قبول تمام زجر و مشقات، صرفاً به خاطر حفظ و احترام به رسوم و عنعنات جامعه افغانی، با مردِ جنایتکارش سپری نمود.

شکریه داستان زنده گی اش را با اشک قصه میکند و میگوید: شوهرش همیشه وی را با شدیدترین نوع ظلم و ستم شکنجه مینمود. اجازهء رفت و آمد را با اعضای خانواده اش نمیداد. تنها برادرش از وی گاهگاهی پنهانی جویای احوال میشد. تا این که روزی این مرد آگاه میشود و مقابل چشمان برادرش به دهن شکریه ملتین می اندازد؛ مرتبهء دیگر در جر و بحث فامیلی، آب جوش به روی وی میریزد؛ باری هم او را با چاقو میزند و حتی طفل کوچکش که نیز برای نجات مادر گریه و ناله میکرده است، وی را نیز به ضرب چاقو زخمی میکند و مانند این دهها مورد دیگر.

در آخرین مرحله که سبب شد این خانم زنده گی اش را از این مرد ناسالم جدا کند، وی را در سرک عمومی مورد شکنجه قرار میدهد، برهنه اش میکند و دو دندان وی را نیز میشکند.

سرانجام شکریه به محکمه مراجع میکند و بعد از مدت چهارسال و شش ماه از طرف محکمه نظر به شواهد، تفریق به ضرر طلاق میگیرد.

این مرد زمانی در پاکستان دختر یک و نیم سالهء خود را در مقابل دریافت پول برای خرید مخدرات میفروشد و شکریه دختر خود را به چهل هزار کلدار پاکستانی که خودش در خانه های مردم برای دریافت لقمهء نان اولادهایش کار و به قول خودش (مزدوری) میکرده، دوباره خریده است.

شکریه تنها قربانی این خشونت خانواده گی نیست، دخترش سونیا، پسرش روحید و برادرش عبید نیز از جمع کسانی اند، که این مرد با هرنوع رویهء جنایت آمیز آن ها را مورد شکنجه قرارداده است.

بعد از عقد طلاق، این مرد به خانهء شکریه با سلاح حمله میکند، تا او را به قتل برساند. اما، وی را همسایه هایش نجات میدهند. تا این که وی مجبور به ترک افغانستان در 5 اپریل سال جاری به عزم هندوستان میشود.

بعد از فرار شکریه، شوهرش به گروپی از آدمرُبایان دستور داد، تا برادر وی را در مقابل گرفتن آدرس خواهر، اختطاف و به زندان شخصی شان زندانی کنند. در اثر لت و کوب توسط "پنجه بُکس و چاقو"، برادر مجبور میشود آدرس خواهرش را با این گروپ بدهد و بعد از مدتی از زندان فرار میکند. اما حالت صحی وی از لحاظ روحی و روانی خراب شده است.

در یک تماس تلفونی شوهرش، شکریه و اولادهایش را تهدید به مرگ کرده و میگوید: من در هندوستان امکانات دارم که شما را بکُشند.

شکریه در تما م مدت شوهرداری اش در خانه های مردم کار کرده، تا لقمه نانی برای اولادهای خود پیدا کند. اکنون در هندوستان نانوایی باز کرده، لباسشویی و آشپزی برای مریضانی که از افغانستان می آیند میکند، تا مصارف اولادهای خود را تهیه نماید.

شکریه به دفترملل متحد در امور پناهنده گان مراجعه کرده، اما مجبور است الی ماه دسامبر 2009 انتظار ملاقات با این سازمان را بکشد.

من به عنوان یکی از فعالان حقوق بشر، نخست از وضعیت و حالت زنان کشورم و برخورد حکومت پوشالی و فاسد حاکم، که با مصرف نمودن دهها ملیارد دالر نتوانسته است، به سنتها و عنعنات قبیله يی حاکم پایا ن دهد، ابراز تأثرمینمایم. رسالتم میدانم، تا به جهانیان برسانم، زن افغانستان همان زن ستمدیدهء دیروز است. برای رهایی و نجات این ستمدیده گان قرنها، تقاضا میکنم، تا برنامه های عمرانی و بلاعوض شان را در بخش جداگانه و مشخصی برای بهبودی وضعیت زنان و آزادی آن ها از ستم مردان جاه دهند!

من تا هنوز تنها کاری که انجام داده ام، برقرار کردن تماس این خانم با برنامهء تلویزیونی خانم سجیه بوده است. اما با تأسف مردم در همکاری با این خانم بیشتر سهیم نشدند، که حدِاقل برای یکی دو ماه مصرف او را کفایت نماید.

هموطنان عزیز، مدافعان زن! شکریه به حمایت مالی و معنوی شما نیاز دارد! او سالهاست زیرِ ضربهء روحی و روانی زنده گی میکند. رسالت شماست تا در برابر یک خواهر زجرکشیدهء خود از هرنوع همکاری دریغ ننمايید.

از ابراز همدردی شما در مورد قدردانی میکنم

لیزا سروش، فعال حقوق بشر،

دوستان کمک کننده میتوانند به آدرس ذیل با من به تماس شوند.

Liza.kohstani@gmail.com

 

 

www.jawananebedaar.nl