جوانان بیدار

 درود بر بربادی پی گيران (غزلواره)

 

احسان طبری ـ خرداد 1354

 

درود بر بردباری پی گیران

چون پَشگان سمج باش

که با نغمه مکرر به سوی آماج میروند

گرچه با سیلی کین نابودشان سازد

چون موران دلاور باش

که به بارهای گران تاخت می آورند

گرچه گام خشم پامال شان کند

هنگامی که مرمرِ جانها را میساییم

تا با درفش پیکار جلوه کند

و بر کوره سینه ها میدمیم

تا با فروغ امید بدرخشد

از رنج ملال خیز و شکیب روانسوز نپرهیزیم

دشمن از ما عصب پایدار میطلبد

ولی امید ما به عدالت از بیشرمی او در ستم فزونتر است

زنده گی گذران خوکان نیست

که نوالهء گندیده را لیف میکشند

یا از آن وَزَغان که از عفونت لجن سرمست اند

یا تک و تاز ترس آلود موش

با هلهلهء شهوتهای بی افسار

پروار و شکمخوار

چرنده يی لاقید در چراگاه جهان

با پیکر غضروفی، دوگانه گی نَسناس

و نیروی دوزخی چون الخنّاس!

روزی که رگبار آزمون بغرد

آن کس که چنین بنجلی بر دوش میکشد

چیست؟ جز مترسکی در چمن سوخته

رها شده و گسسته

بی ارج چون ژنده چرکین

بی بها چون سفال شکسته؟

 

برگرفته از سايت دوستدارانِ احسان طبری

 

 

 

www.jawananebedaar.nl