![]()
|
در سوگِ "اجمل نقشبندی"
تراژيدی دردناکتر از گذشته
امروز، که به اصطلاح و ادعای کرکننده، تأمين کننده گانِ نظم، امن و آسايش- تحت لوای جامعهء جهانی و در رأس ايالات متحدهء امريکا در سرزمينِ ما حکومت ميکنند و از جانبی، اتحادها و ائتلافهايی به اصطلاح، ملی و . . . در حال شکلگيريست، چگونه ميتوان از کذابيت اين سر و صداها و ادعاها و ائتلافها و . . . چشمپوشی کرد و دهن بست؟!
امروز، که بازار و دموکراسی مروج آن با نقابهای انسانی و اصليت شيطانی، بالای سرنوشت مردم جهان و از جمله خلق ستمديدهء کشورِما حکومت ميکند، چگونه ميتوان از بی ارزش پنداشتن و ارج نگذاشتن به مقام و کرامت انسانی و پامال نمودنِ حقوق و آزاديهای انسان سرزمين ما، توسط جلابان و دلالانِ بازار و دموکراسی، ديده بست و زبان نگشود!؟
آری، همنفسِ رنجديده و در سوگ نشسته،
ما و جهانيان، گواهِ «چندنرخیِ» ارزشِ انسان در معامله های حتی حياتی(!) انسان و تبادلهء آن مانندِ «کالا» و آن هم به منظورِ تحقق اهداف پليدانه و لجنزای سياسیِ نهادهای ارتجاع و امپرياليزم به خصوص در افغانستان هستيم.
ما و جهانيان، شاهدِ بی تفاوتيهای دُکاندارانِ {بين المللی و کشوریِ سياست} در موردِ سرنوشتِ مردم بيدفاع افغانستان ميباشيم.
با تأسف و تأثر، که انسانِ مظلوم افغان نزدِ تعيين کننده گان امروزی ارزشهای انسانی (حاکمان) کم ارزشترين «کالا» به شمار می آيد، چنانکه برای تبادله اش با طرفِ معامله (طالبان و . . .) کمترين بهايی پرداخت نميگردد و از جانبی چون طرفِ معامله، که خود دست پرورده و دست آموز چنين بازار است و هيچ گونه نورم و معيار تمدن بشری را پابند هم نيست، واضح است که «کالا» (انسان) را که ارزشِ تبادله را در گير و دارِ بازار از دست داده و در «بازار» خريداری هم ندارد، {محو، نابود و سر به نيست} مينمايد و در جستجوی متاعِ تازه ميتازد!
جوانانِ بيدار، با درد و اندوهِ فراوان، پروسهء اسارت، رسيده گی، رهايی ژورناليست ايتاليايی و سربريدن يک کارمند و يک ژورناليستِ جوانِ (اجمل نقشبندی) بيدفاع افغان و دوگونه گی برخوردِ مراجع کشوری و بين المللی را، جداً تقبيح مينمايد.
ما، مراتبِ تسليت خود را به خانواده ها و مردم زحمتکش کشور و تمامی نهادهای معترض در زمينه ابراز داشته، شريک اندوه و همصدای شان ميباشيم.
ما، خواهان خشکاندن و خشکيدنِ {لجنزارهای موجود} و معامله گريهای سياستبازان بازاری در افغانستان ميباشيم؛ تا دگر، شاهدِ معامله بالای سرنوشت و حيات هيچ انسان و به خصوص «جوانِ» آن ديار نباشيم.
بگذار، تابيدنِ خورشيدِ صلح و آزادی واقعی بر کشورِما، بر تيره روزيها و تراژيديهای دردناک بشری خاتمه بخشد و انسانِ سرزمينِ ما از ارزشهای والای انسانی برخوردار گرديده، در سرای مملو از مهربانی و دوستی ميزبان يک ديگر باشند!
www.jawananebedaar.nl
|