جوانان بيدار

 

محمد آصف خواتی

قابل توجه اهل قلم ونظر

چندسال قبل مطلبی را تحت عنوان فوق در يکی ازجرايد بيرونمرزی افغانى به نشر سپرده بودم، زمانی که در کشورِما نه از حکومت واحد خبری بود، نه از صلح و نه از زنده گی نورمال انسانى، جنگ و وحشت بيداد مينمود،تفنگ به دستان وابسته به اجانب و بيخبر از دولتمدارى فرمانروايان اين خطۀ باستانى بودند. مطلب حکايت از پاسخ بيباکانۀ جوانی مينمود که تصادفاً در يکۍ از محافل پيراهن خود را چپه پوشيده بود که يکی از اشتراک کننده گان مجلس به شکل استهزا آميزی پرسيده بود که چرا پيراهن را چپه پوشيده است؟

 نوجوان مغرور بدون آنکه سراسيمه گردد و مسخرهء مجلس نشود گفته بود، «دنيا سرچپه شده و از اين رو من هم پيراهن خود را چپه پوشيده ام.» به منظور اثبات ادعاى خويش اضافه مينمايد، که «ملای يکی از قريه های حاکم منطقه، چوپان منطقه قوماندان ولسوالى و سرمعلم يگانه مکتب سوختانده شدهء ولسوالی دُکاندار شده است که سرچپه گی دنياى ما رانشان ميدهد». با گذشت چندسال از نشر مطلب، ما امروز هم شاهد سرچپه گی دنياى افغانها هستيم که چون گذشته بر سرنوشت مردم ما اشخاص تصادفى و همان جنگ افروزان و اسلحه به دستان حاکم اند که در دوران حاکميت ايشان رويدادهاى افغانستان در سرخط نشرات جهانۍ قرارداشت که از وحشت و بربريت حکايت مينمود. بدتر آنکه امروز ما با حالتِ مأيوس کننده يی مواجه هستيم و آن اين که در گذشته ها معمولاً پدران، سالخورده گان و چيزفهمهاى ما اطفال و نوجوانان را به نيکوکارى، اخوت و برادرى، وحدت وهمبسته گى، راستگويی و وطندوستی و خدمت به مردم تشويق و ترغيب مينمودند و آنها بودند که امر و نهى صادر مينمودند و امروز از سرچپه گی دنياى ما افغانها جوانان اند که به نسل سالخورده و اهل قلم و نظر ما که القاب و درجه های بزرگ علمى و دولتى نيز دارند و هرکدام صاحب فرزند و نواسه و کواسه هستند پيشنهاد مينمايند که از نگارشها و اظهارات با {محتواى نفاق افگنانهء ملى، لسانى، قومى، منطقه يى و سمتى . . .} بپرهيزند و{وطن خرابشدۀ خود را بيشتر از اين به آتش نکشند.}

 هدف از تذکرهای فوق جلب توجه اهل قلم و نظر ما به مقاله يی تحت عنوان «موږ تاسو نه څه شى زده کړو؟ ما از شما چی بياموزيم؟» که در سايت ٢٨- اسد منتشر گرديده؛ که نگارنده گان آن گروپی از محصلان پوهنتون کابل هستند که آن را به زبانهای شيرين پشتو و درى نگاشته اند.

 نگارش مقاله به دو زبان رسمی کشور بيانگر احساسات عميقاً ملی و احساسات وطنپرستانهء شان است که ايشان اين دو زبان را هم ميدانند و گوينده گان آن را جزء لاينفک همديگر و پيکر اصلى جامعۀ افغانى ميشمارند نی اين که چون برخې از قلم به دستان سالخوردۀ ما که نی از زنده گى آموختند و نی از ساير جهانيان و آن را در تقابل باهم قرار ميدهند و يا از تکزبانی يکی از اين زبانها حرفها دارند، حرفی که ارادۀ بيگانه گان در آن نهفته است.

 اين جوانانِ با درد و احساس، جوانانی که زادۀ جنگ و شرايط جنگى هستند و در جريان جنگهای وحشيانه نشو و نما کردند و بزرگ شدند منطقاً که بايد ازخشونت و زورگويی حرف ميزدند؛ اما، خوشبختانه ايشان مؤدبانه وبه گونۀ عذر و زارى از آن عده از نويسنده گانی که در صفحه های انترنيتی تخم نفاق و شقاق ميکارند، زهر ميپاشند و به بېباوری در ميان اقوام باهم برادر افغانستان دامن ميزنند، ميخواهند آنچه بنگارند که به درد وطن و به ويژه جوانان بخورد.

 برای آنکه خواننده گان گرامى بالخاصه آن عده از قلم به دستان ما که به قضايا و حوادث افغانستان عزيز و باشنده گان آن از دريچهء تعلقهای قومی و زبانى مينگرند، اين يا آن قوم را والاتر از همه و بالمقابل ديگری را نکوهش مينمايند، يا در فکر تعويض نام افغانستان به خراسان و نورستان و امثال آن هستند، يا خود را افغانستانی مينامند و يا اين که با امراض ديگری که به سلامت ملی ما صدمه ميرسانند مصاب هستند با محتويات مقالۀ محصلان پوهنتون کابل که آن ها چگونه می انديشند و از آن ها چی ميخواهند آشنا شوند، اين مطلب را با لينک مقالهء محصلانی که خواندن آن آموزنده است، به صفحه های انترنيتی {افغان- جرمن، پيام وطن، ټول افغان، تل افغان، جوانان بيدار، سپرغۍ،٢٨- اسد، مشعل، فردا} غرض نشر ارسال داشتم و اميدوارم که گرداننده گان اين سايتها آن را نشر نمايند.

 www.28-asad.com

 مقالۀ «موږ تاسو نه څه شى زده کړو؟ ما از شما چی بياموزيم؟»

پايان

اپريل سال ٢٠٠٧ ميلادى