|
به مناسبتِ اول ماه می، روز همبسته گی گارگران و زحمتکشان جهان کودکان، نيروی کارِ ارزان
طارق پيکار سودجويانِ جهانِ سرمايه داری و دلالانِ رنگارنگِ آن در کشورهای اطرافِ سرمايه، سالهاست که پديدهء شرم آورِ {استفاده از نيروی کار ارزان را که سرحدش حتی تا برده گی کودکان} می انجامد، به يک روندِ روزمرهء رشديابنده که حياتِ مليونها کودک را در سراسرِ گيتی تهديد مينمايد، مبدل نموده اند. پديدهء مذکور، تا ديرزمانی در بند راز و رمز قرار داشت؛ اما، زشتی، کراهت و استثمارِ جانکاه که عمق و وسعتِ جهانی يافته- از يک سو و پيکارِ طبقاتی نهادهای دگرگونخواهِ جهان که به رهايی انسان از طلسمِ ستمها عقيده مند اند، از سوی دگر پرده از روی اين رازها و رمزهای جهنمی (سؤاستفاده از نيروی کودکان و استثمار) آنان برداشته، تصويرهای عينی از زنده گی غم انگيز کودکان کارگر (برده گانِ ارزان) را به جهانيان ارايه داده اند. سرمايه داری جهانی با اصل سودآوريش به تنهايی در ممکن ساختن و دوام پروسهء استثمار کودکان عمل نکرده، بل که در همياریِ وسايل و امکانهای ژورناليستيک، اطلاعاتی و خبری و محققان، مصلحانِ اجتماعی و سازمانها و نهادهای به اصطلاح مدافع حقوق کودکان و حقوق بشری بورژوايی، به تحکيم موضع ستمگرانهء خود پرداخته و وسيعاً برای انحراف افکار عمومی در جهان تلاش ميورزد. مجموعه يا کمپلکس نهادها و منابع تبليغی- ترويجی سياستهای سرمايه داری، چنانکه از آوانِ تولدش پيداست، صرفاً برای غلبه و سودبری بيشتر نسبت به نيروهای رقيب و حريف بوده، به خصوص، در هياهوی جهانی سازی سرمايه داريست، که شعارهای فريبندهء مبارزه عليه «کار، استثمار و بهره کشی از کودکان» را سر ميدهند و شتابان خود را در صحنه ها پيش ميکشند و به نمايشهايی ميپردازند، که گويا، «برای کاهش ستم بر کودکان» ميرزمند. اما، حقيقتی که در اين گونه «دماگوژيها» نهفته است، همانا، حفظِ منافع و استمرار حيات سرمايه داری و گسترش قلمروش در جهان ميباشد. با توجه به انکشاف اوضاع سيارهء ما در ابعاد گونه گونش، ميشود به ساده گی پی بُرد، که اردوی مليونی «بهره دِهان خوردسال» که ارزان ترين نيرو برای استثمار به شمار می آيند، هم در کشورهای پيشرفتهء صنعتی و هم در جهان اطراف سرمايه داری تن به دايرهء بسته يی از کارهای طاقتفرسا، شاقه و مملو از تعدی، تجاوز و مرگ تدريجی ميدهند، که اين خود پرده از رنگين کمانِ افسانه های فريبندهء بورژوازی برداشته و ضرورت مبارزهء ريشه يی عليه آن را مُوجه ميداند. تبيين عمده يی که بورژوازی در زمينهء کار کودکان مينمايد، آن است، که آن را يکی از عوامل اساسی و تعيين کننده برای کاستنِ و رهايی از فقر دامنگيرِ خانواده های کودکانِ ميداند و مدعيست که کارِ کودکان به ايجاد شرايط بهتر زنده گی برای خودشان و خانواده های شان می انجامد. هرچند که در اين تبيين بورژوايی، به جوانب زشت و ناهنجار کار کودکان انگشت انتقاد گذاشته ميشود و نظريه ها و مطالبه هايی هم از جانب نهادهای حقوقی و . . .، برای بهشد شرايط کار آن ها تجويز ميگردد، اما مسألهء اساسی اين است که کودکان فقير برای هميشه در «برده گی مُزدی» به زنجير کشانيده ميشوند و محکوم ميگردند که برای کمک به خود و خانواده های شان جانکنی نمايند و نيرو بفروشند. تبيين بالا، که به اصطلاح يگانه راه فرار از چنگال فقر و دستيابی به يک زنده گی بهتر تلقی ميگردد، با مهارت خاصی ارايه ميشود، که بر اساس آن، نی ايرادی متوجه اصل سودآوری سرمايه و بهره کشی آن از کودکان است و نی لزومی بر ممنوعيت کار کودکان روی دست گرفته ميشود. بايد دقت نمود، که کار کودکان در واقع دايرهء بستهء فقر را نی تنها که محدود نميکند، برعکس، با سازماندهی زمينه های آن از جانب صاحبان سرمايه، اين دايره وسعت کسب نموده، نيروهای کاری ارزانِ روزافزونِ و بيشتری را در بدل دستمزدِ کمتر نسبت به کارگران بزرگسال، ساعتهای طولانی تر کار و ايجاد رقابت بين کارگران بزرگسال و کودکانِ کارگر- که بالاخر منجر به بيکاری بيشتر کارگران بزرگسال ميگردد، در خدمت کارفرماها قرار ميدهد. در متن اين گونه سازماندهيهاست که باز هم اصلِ «سودآوری بيشترِ سرمايه» اولويت کسب نموده، و هرچه بيشتر به آن تفکر ميشود و دوام آن ضمانت ميگردد. از جانبی، افسانهء کارِ کودکان در کشورهای اطراف سرمايه و يا کشورهايی که از نظر صنعتی رشد قابل ملاحظه يی ندارند و هنوز در بند مناسبات اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی ماقبل سرمايه داری قرار دارند، به مثابهء يک نوع {فرهنگ يا سنتِ اختصاصی کشورهای اطراف سرمايه و يا به عبارهء ديگر جهان سومی} پنداشته و معرفی ميشوند و قدامت و سابقهء اين فرهنگ به اصطلاح به هزاران سال سپری شده در تاريخ اين سرزمينها وانمود ميگردد(!) بنابراين کمترين سرکشی و اقدامی برضد آن جايز پنداشته نميشود!! اما، واقعيت امر چيزی ديگری و آن کتمان آشکار ستمِ طبقات فرادستِ کشورهای صنعتی و سرمايه داری بر کودکان کارگر از يک سو و تداوم، پاگيری و وسعت دامنه های جانکاهِ ستم و استثمار وحشيانهء کودکان در سرزمينهای اطرافِ سرمايه و پشتيبانی از صاحبان وسايل توليد و دلالانِ همسنگرشان از طرف ديگر ميباشد. اگر با ديد روشن بينانه به اين طرح نگريسته شود، به وضاحت ميتوان دريافت که استثمار و بهره کشی از نيروی کار کودکان، کمترين ربطی به {سنت و فرهنگ} کشورهای به اصطلاح "جهان سومی" نداشته، برعکس تماماً به سودآوری سرمايه مربوط و منوط ميشود. برعلاوه، "برده گی مزدی کودکان" هيچ گاهی يک پديدهء "جهان سومی" نبوده است هرچند بر حسب احصاييه های موجود، بيشترين تعداد کودکان کارگر در کشورهای آسيا، افريقا و امريکای لاتين کار مينمايند، اما سود به دست آمده از کار کودکان عمدتاً نصيب سرمايه های بزرگ غربی ميشود و اين جزيی مهمی از همان حلقهء زنجيرگونهء توليد کمپانيها و شرکتهای چندمليتيست. جوانان بيدار، رسالت تاريخی خود ميدانند تا در راه دفاع پيگيرانه و لغو بی چون و چرای استثمارِ مزدی کودکان و ايجاد زمينه های عينی يک دنيای بهتر و زنده گی انسانی تر برای مليونها کودک که آينده سازان جامعهء بشری اند، دوشادوش نيروها و نهادهای مترقی و دگرگونخواه مبارزه نمايند. ما، برآنيم و جهانيانِ با درد و درک نيز ميدانند، در جهان ما آن اندازه ثروت و ثروتمند وجود دارد، که به کار کودکان نيازی نبايد باشد و آن اندازه امکانها وجود دارد که ميشود گرسنه گی، فقر، بيماری و برده گی کودکان را ريشه کن نمود. برای ساختن دنيايی که در آن کودکان از شادی و تندرستی برخوردار باشند؛ به جای وابسته گی جسمی و روانی و تحقير، بيشترين امکانهای آموزشی و احترام را در اختيار داشته باشند؛ و تماماً امکانهای مادی و معنوی زنده گی انسانی در خدمت رشد و آسايش آنان قرار داشته باشد، لازميست تا نظام سرمايه داری و نظامهای ارتجاعی وابسته به آن را به مصاف کشيد، چون که پرابلم اساسی عصرِما خود نظام سياسی- اقتصادی سرمايه داريست؛ اين نظام و دُکترين آن بر اساس قانون سود و بهره کشی از انسان استوار بوده و حتی تا سرحد برده ساختن و وابسته گی کودکان به اين قانون گسترده گی دارد.
|