|
غزلی، از مبارز نستوه و شاعر مردمی، زنده ياد سيد اسماعيل بلخی نوع پرستی
ای نوع پرستی، به جهان جای تو خاليست مخصوص در اين عصر و زمان جای تو خاليست
در مطبخ گيتی نرسد نان به حلاوت بی اشک روان لقمهء نان جای تو خاليست
تزوير رعايت شد و بيداد سياست گُرگان بستيزند و شبان جای تو خاليست
محو بشر از جور اتُم جای تماشاست ای تير و کمان، گُرزِ گران جای تو خاليست
بس نکته بيان گشت ز توحيد ملل را ز ارباب دول صدق بيان جای تو خاليست
جز سلطه غرض چيست ازين نفع رسانی خالی ز غرض نفع رسان جای تو خاليست
وصف تو چه بسيار شد ای صلح و ليکن ازاين کُره تا کهکشان جای تو خاليست
در کشورما هم سخن از نسل جوان است علم و هنر و عزمِ جوان جای تو خاليست
در فلسفه گر شرط بقا هست تنازع صلح و سلم و امن و امان جای تو خاليست
«بلخی» به همه عصر همين مزد کمال است گويند پس از مرگ فلان جای تو خاليست
www.jawananebedaar.nl
|