|
يادی از، چه گوارای قهرمان، انسانِ والا
احمدشاه عبادی،
موجی از شور و هيجان در سراسرِ جهان به مناسبتِ سالگردِ چه گوارا در حرکت است، اين موج از طرفِ سردمدارانِ کاپيتاليزم به حرکت نيامده است؛ در مورد با خواننده يی مشهورشده بر اثرِ تبليغها و دستهء موسيقی و يا ورزشکار مشهوری نيست، اين جنبش بازتاب و برانگيخته از طرفِ انسانيست که ديگر در ميان ما نيست. مردی که بيش از سی و هفت سال پيش او را به قتل رساندند. شخصی که بخشی از خانوادهء انسانيت است که در رسانه های گروهی آزاد و مستقل، در تمام گيتی به جرمِ اعتقاد به آرمانهای شريفانهء انسانی، آرمانهای آزادی، عدالت و برابری و انسانِ مترقی بودن آنان را محکوم ميکنند. در چارسوی جهان، در اروپا، امريکا، امريکای جنوبی، افريقا و آسيا- جوانان، لباسهايی با عکسهای او را به بر کرده و بيش از پيش به جنگ مبارزه يی ميپيوندند- که او (چه گوارا) به دليلِ علاقه مندی و پايبندی به آن به قتل رسيد. تحتِ نام و تصاوير «ارنستو چه گوارا» صدهاهزار جوان از سراسرِ جهان گردِهم می آيند تا يادِ او را در سکوت مطلقِ رسانه های خبری "جهانِ آزاد" جشن بگيرند، شور و شوق و عشقِ برای ساختن خانهء نو و آيندهء بهتر، دختران و پسران در سراسرِ جهان را به هم پيوند ميدهد تا روحيهء پيکار و کار و تلاش را در جهان فروزان و فروزانتر سازند. مبارزه در مقابل دنيايی که به وسيلهء قاتلان "چه گوارا" رهبری ميشود، دنيایِ که مليون و مليونها انسان به زنده گی اجباری در آن بيکاری، ستم، جنايت و جنگ و امکانهای ناچيز و بی اهميتِ اجتماعی محکوم شده اند، انبوهِ اين خانواده، اعم از هزاران جوان و بزرگسالان اعم از مرد و زن، چنانکه همه گی شناخت و آشنايی عميق از انديشه های دورانسازِ مبتنی بر رهايی کار از زنجيرهای سرمايه را نداشته باشند، اما، با تجربهء ملموس در زنده گی در جامعهء نابرابر و حاوی بيعدالتی، خشونتِ ضدانسانی نظامِ سرمايه داری، احساس کرده اند و خواهانِ آينده يی فارغ از اين زنجيرهايند. مردان و زنان بيشماری در شرق و غرب در جنوب و شمال، به جامعه يی که در آن تجمع ثروت در نزدِ تعداد بسيار اندکی، ارزش حساب ميشود و بيعدالتی اجتماعی و فقر شيوهء زنده گيست، "نی" ميگويند و به آن اعتراض ميکنند و اين "نی" از نظرِ تاريخی با "نی" انقلابی آميخته است، که انقلابيون جهان را در مخالفت با "سروران" پولدار و کارگران، زحمتکشان و دهقانان را متحد کرده است اين "نی" در حال حاضر و در مقايسه با قدرت بيحد و سرحد سرمايه داری هنوز ناچيز مينمايد؛ اما، بسياری از توده های مردم به صورت غريزی اين را حس ميکنند و ميگويند: «وقتی که ميبينيم صلاحيتداران و صاحبان کمپانی و شرکتهای مالی و سرمايه داران شرکتهای چندمليتی به خاطر سودِ بيشتر و سرمايه گذاريها، مجاز ميشمارند و اجازه ميدهند تا کودکان از گرسنه گی بميرند و سالمندان از امکانهای زنده گی و درمان بی نصيب شوند، موجبِ ميشوند تا زنده گی برای بسياری از پدران و مادران نابود گردد. من، نميتوانم بی تفاوت باشم. همه، افرادی که به تمامی اين ها ميخواهند "نی" بگويند، در جستجوی نمادی برای خود ميباشند و اين نماد برخلاف همه کوششهای تبليغاتی جهان سرمايه داری نی يک نفر از "کِنِدی" هاست و نی مجسمهء دروغينِ "آزادی" که سرمايه داری برپا کرده است، آن ها در پی اين نماد در جستجوی مبارزی برای عدالت و انسانيت بودند و انسانی را يافتند که در جستجوی پول و قدرت نبود، انسانی را که آماده بود تا جان خود را برای آن هايی که محروم و استثمار شده اند و يا زير ظلم و ستم قرار گرفته اند، نثار کند؛ آن کس که زنده گی خود را به خاطر دفاع از منافع خلق قربان کرد "چه گوارا" ی کمونيست بود. مردی که بنگاههای تبليغاتی امروز کوشش ميکنند تا با کاستن و زدودن آرمانهای انقلابی و پردهء پوششی گذاشتن بر اهدافی که او در جستجوی آن بود، از او با ارائهء تصاويری زيبا، شخصی "رُمانتيک"، جلوه دهند، انسانی متفاوت با ديگر يارانش. "چه گوارا" کمونيست بود، هيچ کدام از ماها، به همين سبب نيز نبايد مجاز بشماريم که او را به حيثِ پديده يی متفاوت و مجزا از ديگر بشرِ مترقی معرفی کنند، انسانی که متفاوت از ديگران است، زنده گی و مرگِ او، مرگِ يک مبارز انقلابی بود. او با هزاران انقلابی مترقی ديگر که در انقلاب روسيه، بريگاردهای بين المللی در اسپانيا و آلمان که برضدِ فاشيزم هيتلری در فرانسه، ايتاليا، يونان، يوگوسلاويا با کمونيستان آلمان، شيلی و ديگر ترقيخواهانی که در راه صلح و آزادی مبارزه کردند، شريک است؛ امروز، مبارزه برضدِ امپرياليزم و در راه صلح و آزادی، صرف قربانی کردن زنده گی نيست، آن کس که ميخواهد در شرايط فعلی، در راه اهداف مترقی مبارزه کند، به دلاوری محتاج است، دلاوری و شهامتی که با وجود فشار دستگاههای تبليغاتی امپرياليستی و محدوديتهای سياسی و ارتجاعی بتواند حرف و عمل را در هم بياميزد و راه اصولی برای تأمينِ هدف را در بينِ دشواريها و نا به سامانيها، بيابد و به انجام رساند. احترام عميق به زنده گی و پيکار "چه گوارا"، نشاندهندهء توجه بيش از حدِ نسل جوان به انديشه ها و ارزشهاييست که همه نيروهای مترقی و آزاديخواه جهان در راه تحقق آن ها ميرزمند. بايد اين شوق و اشتياق را سازماندهی کرد و به اين حقيقت تأکيد کرد، که اگرچه ارتجاع و امپرياليزم توانست با به قتل رساندن "چه گوارا" مبارزی ارزشمند را از صفوف جنبش انقلابی برُبايد، ولی انديشه های "چه گوارا"ی کمونيست هم چنان زنده و پايدار جوانان را به مبارزه برضدِ ارتجاع و امپرياليزم، برای تأمينِ عدالت و برابری و خوشبختی بر می انگيزد.
www.jawananebedaar.nl
|