|
دُکتور اجمل واسع،
فيلسوفِ يونانی که سی و هفت مکالمهء او پايه و مبنای بخش عمدهء فلسفهء غرب است. افلاطون «platon» (427- 347 ق. م.)، که در خاندانی از اشرافِ شهر آتن به دنيا آمد، بنابر رسمِ خانواده گی خويش ميبايست حرفه يی سياسی در پيش گيرد. ولی، در عوض، از سياست کناره گرفت تا به نگارشِ مکالمه های خويش بپردازد و در حدودِ سال 385ق. م. مرکزی برای آموزش مردان جوان از سراسرِ يونان، به نامِ "اکادمی"، تأسيس کرد. مکالمه های افلاطون غالباً بيانگرِ خصومتی شديد به دموکراسی آتنی است که در سال 399ق. م. استادِ او، سقراط، را به مرگ محکوم کرد. بر اساسِ تصويری که افلاطون عرضه ميکند، دموکراسی نظاميست که بيشتر بر عقايد متغيرِ تودهء مردم استوار است، تا بر معرفت يقينی فيلسوف که به سبب مطالعه و تحقيق در ديالکتيک چيزهايی را مشاهده کرده است که افلاطون آن ها را «صورتها» يا «مُثُل»، يعنی ماهيت حقيقی و تغييرناپذير اشيا و امور، مينامد. افلاطون در تمثيلی مشهور در کتاب جمهوری، از زبانِ سقراط، شهر را با سفينه يی مقايسه ميکند که مالک آن، مردی تنومند و اندکی ناشنوا، تحت نظارت کسانيست که از امر هدايت کشتی هيچ نميدانند. "سکاندارِ حقيقی"، که تغييرِ فصلها را ميشناسد و با ستاره گان آشناست، فردی سر به هوا محسوب ميشود که جز خيره شدن به ستاره گان کاری از او ساخته نيست. در همين کتاب جمهوری، سقراط از نقش دموکراسی در فاسدکردنِ جوانان سخن ميگويد؛ جوانانی که پژواک سرزنشها و ستايشهای مجالس و مجامع تودهء مردم را به گوش ميشنوند و از آن ها تأثير ميپذيرند. در کتاب جمهوری انواع رژيمها و نظامهای حکومتی دسته بندی شده اند و سقراط بر اين اساس دموکراسی را، درست پس از جباريت، در جايگاه دوم در ميان بدترين رژيمها جای ميدهد. او کاؤطکاتوری از دموکراسی ترسيم ميکند و آن را به منزلهء رژيمی مبتنی بر لاقيدی و مساوات معرفی ميکند که در آ همه گان ميتوانند به دلخواه خود عمل کنند و هيچ تمايزی ميان برده گان و آزادمردان، يا ميان زنان و مردان، وجود ندارد. ولی، البته، دموکراسی يگانه رژيميست که وجود فيلسوفی چون سقراط در آن امکانپذير است. افلاطون، در سالهء دولتمرد، دموکراسی را بهترين نمونهء رژيمهای بی قانون معرفی ميکند. از آن جا که دموکراسی قادر به انجامِ هيچ کارِ بزرگی، چه خوب و چه بد، نيست، پس هنگامی که مهارش از دست به در رود، کمترين ميزان خسارت را به بار می آورد؛ ولی، هرگاه که منظم و به قاعده باشد، بدترين نتايج ممکن را در پی دارد، حال آنکه برای رژيم پادشاهی بهترين حالت زمانی تحقق مييابد که اين رژيم «زيريوغ» حکامی نيک باشد. در آخرين اثرِ افلاطون، يعنی رسالهء نواميس يا قوانين، بيگانه يی آتنی در گفتگو با دونفر از اهالی اسپارت و کرت طرحی برای قانون اساسی رژيمی عرضه ميکند که خود آن را «دومين نوع در ميان بهترين رژيمها» مينامد.
قوانين اين رژيم عناصری از دموکراسی آتنی را در بر دارند، ليکن همواره همراه با تأکيد بر رعايت حدود و اعتدال. «دايرتالمعارف دموکراسی»
www.jawananebedaar.nl
|