|
آزادی انديشه و بيان، يکی از ارکانِ لازمی دموکراسی ميباشد! آزاد باد، دگرانديشی و دگرانديشانِ پيشرو!
پرويز کامبخش، روزنامه نگارِ جوان افغان، از مدتِ سه ماه بدين سو در توقيف به سر ميبرد!
در جايی که ديکتاتوری، سرکوب، سنتگرايی قرون وسطايی و نقضِ لگام گسيختهء انواعِ آزاديهای انسانی با تمامِ امکانها و ظوابطِ مُخوفِ آن حاکم است، جسارت به مخالفت با ظوابطِ منسوخ و مخوف، دگرانديشی برای نوسازی فکری و نگريستن به حقايق زنده گی از زوايای غيرِمعمول برای درکِ واقعيتهای اجتماعی و پيوندهای انسانی به مثابهء موجودِ اجتماعی- پاداشی- جز در بند و زنجير کشانيدن و سر به نيست نمودنِ جسور و متفکر، ندارد! تاريخِ استبداد حاکم بر سرزمينِ در جهل کشانيده شدهء ما، گواهی ميدهد، که بازمانده گانِ امروزی اردوی ظلم و ستم، پيروانِ مؤرثی سنتهای پيشينه گانِ شان بوده، طبقِ معمولهای حک شده در اذهان و افکارِ فرتوتِ شان، همانا، رسالتِ تاريخی (حفظِ احکام و مناسبتهای قبيله يی- قرون وسطايی) را عهده دار بوده، کوچکترين حرف و يا عملی را که در راستای نقدِ مناسبات اجتماعی، چراگويی در برابرِ هر منطقِ کور، تحول پذيری با ابعادِ وسيع آن، کاربُردِ شيوه های علمی برای شناختِ خود و جهان و تسلطِ آگاهانهء نسل جوان را که به منظورِ حاکم شدن بر افکار و بر سرنوشت و آيندهء شان مطرح گردد، تحمل ندارند. رهروانِ سرفرازِ جنبشِ روشنگری و روشنفکری در افغانستانِ در بند، با جاننثاريها، ازخودگذريها، نی گفتنها در برابرِ زورگوييها و. . .، خاطره هایِ درخشانی در مراحلِ گونه گون تاريخِ پُرآشوب اين سرزمين از خود به جا گذاشته اند، که ميتوان به مثابهء الگوهای شايسته يی بر آن ها، برای پاگيری و ريشه دار شدنِ اين جنبش و کشودنِ راهها جهتِ ممکن ساختنِ زمينه ها برای پيشرفتهای لازمی اجتماعی و ادامهء مستمرِ پروسه های تحول پذيری، اتکا نمود. زمان، با گذشتِ قانونمندِ خود، متبارز کنندهء درفشدارانِ هر دوران برای تحقق انسانی ترين خواستهای انسانی ميباشد؛ آنانی که در خفقان ترين اوضاع و احوال، داد از آزادی و دموکراسی و دگرانديشی ميزنند، آگاهانه پی بُرده اند، که مبارزه و تلاشِ شان ايستاده گی در برابرِ روندِ جاریِ روزگار است، يعنی با زمان و احکامِ مسلط آن بر روانِ انسان و تغييرِ کيفی اين پيوندها و مناسبتها به جدل برخاسته اند؛ نی، برای معامله با ستمگران و وابسته گانِ واپسگرایِ چندگانهء شان و کسبِ شهرتِ کاذب و منزلتِ مقطعی! آری، بهای سنگينِ مبارزه به خاطرِ آزاديهای انسانی را، آگاهترين، ازخودگذشته ترين و زيباخوترين انسانهای متعهد و مبارز با نثارِ جان، مال و عواطفِ خود ميپردازند؛ نی، لفاظانِ بی عمل و آنانی که در پی به کُرسی نشاندنِ پَست ترين اميال و مبتذلترين طرحهای شان به اغوای نسلهای بالنده ميپردازند. به قولِ شاعرِ ضدِ استبداد، ريکاردا هوخ: «جهل و مزدوری البته کارِ بی دردِسری است، چون آگاهی در راهِ آزادی کارِ پُرمشقتی است.» در اين پرداختِ کوتاه، ميخواهم، از نامِ گرداننده گانِ صفحهء انترنيتی جوانان بيدار، همگامِ با ساير پيشگامانِ راه رهايی انسانها از جهل، ستم، مظالمِ اجتماعی و سرکوبِ دگرانديشی و دگرانديشانِ مترقی، گرديده، به ويژه، بازداشتِ يکی از جوانترين چهره های عرصهء روشنگری (سيد پرويز کامبخش) را از جانبِ اُرگانهای امنيتی رژيمِ کنونی افغانستان، جداً تقبيح نمايم. جوانان بيدار، خواستارِ رهايی بی قيد و شرطِ اين نهالِ بالندهء عرصهء ژورناليزم بوده، از تمامِ نهادهای داخلی و بين المللی موجود در افغانستان، که ادعای دفاع از حقوق و آزاديهای انسانی را دارند، صميمانه ميطلبد، تا برضدِ شيوه ها و برخوردهای سرکوبگرانه و سايرِ انواع تهديدهای سلب کنندهء آزاديهای بشری، جدل نموده و با تلاشهای پيگيرانه- در رهايی و اعادهء حيثيتِ حقوقی جوانِ مذکور- مسؤوليتِ انسانی و رسالتِ وظيفه يی خود را واقعبينانه به انجام رسانند. تا باشد، که غنچه های ناشکفتهء باغهای آرزوهای شريفانهء فرداهای روشنِ انسانهای سرزمينِ ما، به جای پژمرده گی به رُستن و شکفتن برسد و هرزه- گياهانِ نابه کار خشکيدن گيرند!
طارق پيکار، مديرمسؤول صفحهء انترنيتی جوانان بيدار، www.jawananebedaar.nl
|