|
Toespraak tweede congres van de Afghaanse vrouw te Arnhem 07- 03- 2010
Moska Ghazizoi,
“Men wordt niet als vrouw geboren, men wordt als vrouw gemaakt” “1”
De Afghaanse vrouw
Een sociaal wetenschappelijk onderzoek zou wellicht een glimp van het mysterie achter de Afghaanse vrouw kunnen onthullen. Hierbij moet wel in acht worden genomen dat de geboorte van een kind een belangrijke rol speelt. Volgens de internationale organisatie Unicef overleden er in 2009 alleen al op ieder 1000 levend geboren kinderen jonger dan een jaar, 147,7 meisjes. Hiernaast melde de volkskrant op 21 januari 2009 dat ongeveer 1600 per 100 duizend Afghaanse moeders bij de bevalling of door complicaties achteraf sterven. Wanneer een Afghaanse kind deze natuurlijke kwellingen van het leven overleeft, beginnen de artificiële kwellingen door factoren buiten zijn eigen macht zijn leven te teisteren. Vooral als dat kind een geslachtsorgaan heeft waardoor het een kind kan baren.
Wat mij het meest ergert zijn het niet de mannen, de godsdiensten of de traditionele omgangsvormen, maar de vrouwen zelf die er het meeste aan hebben bijgedragen om in termen van rechten niet gelijkwaardig als mannen te worden behandelt. Een positieve ontwikkeling richting de gelijke behandeling van de Afghaanse vrouw vereist een revolutie in het bewustzijn van de vrouw zelf. Het is immers al eeuwenlang de taak van de Afghaanse moeder om hun dochters op te voeden zoals zij dat weer van hun moeders hebben geleerd.
Bewustwording van de onzichtbare macht die zich in elk aspect van onze levens uit, zou een goede stap kunnen zijn richting verlossing. Hoe meer kennis wij zullen opdoen over de wereld om ons heen, hoe meer onwaarheden we zullen vinden. De hartstocht voor de zoek naar waarheid zal ons leiden op de weg van een revolutie. Een revolutie van de geest. En dat is voor mij de mysterie van de Afghaanse vrouw. Wij zijn in staat om die beweging op gang te brengen.
1- Simone de Beauvoir (Parijs, 9 jan. 1908 – Parijs, 14 april 1986)
برگردانِ دری سخنرانی رفيق موسکا غازی زوی، در دومين کانگرس بین المللی زن افغان، برپاشده در شهرِ آرنهم- هالند
07- مارچ 2010م.
برگردانِ دری: طارق پيکار،
"انسان، زن به دنيا نمی آيد؛ انسان، زن ساخته ميشود." {سيمون بيوفيور، "پاريس، 9- جون 1908م.- پاريس، 14- اپريل 1986م.}
زنِ افغان
ممکن، يک تحقيق استوار بر علمِ جامعه شناسی، پيش زمينه يی باشد، در راهِ دريدنِ پرده های ابهامی که زنِ افغان در پيچاپيچ آن به سر ميبرد!؟ در ضمن، بايد توجه شود، نقشِ انسانی که ميتواند يک کودک را به دنيا آوَرَد- يا تولد نمايد- عمده ميباشد. بر اساسِ ارقامِ ارايه شده از جانبِ يونيسف در سال 2009م.، از هر 1000 نوزادِ که زنده تولد شده، 147,7 کودکِ که دختر به دنيا آمده اند، در سن کمتر از يک ساله گی فوت نموده اند. علاوه بر آن، در گزارشی که روزنامهء هالندی مردم به تاريخ 21 جنوری سال 2009م. به نشر سپرده، ميخوانيم، "که از جملهء صدهزارِ مادرِ حامله، تقريباً يک هزار و ششصد تن آن در زمانِ ولادت و يا پس از آن، به اثرِ عوارضِ جانبی و عواملِ گونه گون تلف شده اند." زمانی که يک کودکِ افغان، از تهديدهای طبيعی مذکور نجات مييابد و ميتواند زنده بماند، باید ادامهء زنده گی را با تهديدها و فاکتورهای مصنوعیِ حاکم، آغاز و سپری نمايد؛ به ويژه اگر کودکِ مذکور انسانی باشد، که در آينده توانايی تولد انسان دگری را داشته باشد. برای من ناراحت کننده تر از برخوردهای مردان، اديان و رواجهای حاکم اجتماعی در قبال حقوق زن، همانا عدم سهمگيری فعال زنان در امرِ کاستن و زدودنِ نابرابريهای اجتماعی بوده، که منجر به گستره گی و استمرارِ زمينه های مظالمِ گونه گون اجتماعی گرديده است. شرطِ اساسیِ گذار به سوی تغييرِ بنيادی مناسباتِ اجتماعی و تأمين برابری حقوق زن افغان، ارتقای سطح آگاهی قشر زن ميباشد. در امتدادِ زمان و قرنهای سپری شده تا کنون، مادرِ افغان، انتقال دهندهء سنتها و رواجهايی به دختران شان بوده اند که خود از مادران شان فراگرفته اند. آگاه شدن، شناختن و افشای پديده های نامرعی تأثيرگذار بر جوانبِ گونه گونِ زنده گی ما، که تا کنون اکثراً در پوششهای مختلف قرار داده شده اند، گامی به جلو در راهِ رهايی زن افغان از مظالم خواهد بود. از جانبی، نبايد فراموش کرد، که متناسب با ارتقای سطح آگاهی و قابليتِ درک و شناختِ ما از اطرافِ ما و جهانی که در آن ميزييم، ميتوانيم به کشف و افشای بيشترِ نابرابريها و ستمهای معمول در جهان موفق شويم. تلاشِ آگاهانهء مستمر و همراه با عشق در راهِ درکِ حقايق، ما را به سوی يک انقلاب خواهد کشانيد؛ و آن يک انقلاب انديشه يی و فکری خواهد بود، که با آن ميتوان تاريکيها و ابهامهای حاکم بر روان و اذهانِ انسان را زدود و در آن ميان زنِ افغان را نيز از انواعِ ستمها رهانيد. ما، با تعهدی که سپرده ايم، حاضريم در راهِ تحقق آرمانهای بالا با نيروی آگاه مبارزه نماييم.
www.jawananebedaar.nl
|